خوددارى شده است ، و علاوه بر اين ، آيه را با ذكر حلم خدا ختم فرموده كه معنايش عجله نكردن در عقوبت است ، و چون با عفو ذكر شود اين معنا را مىدهد كه فعلا خشم خود را ظاهر نمىسازد ، و هم چنان در باطن نگه مىدارد .
ممكن است كسى در اينجا بگويد : همين كه در آيه شريفه بين دو طايفه مساوات قائل شده ، و هر دو طايفه را مشمول عفو قرار داده ( ما نيز بايد قائل به برابرى آن دو ، در فضيلت باشيم و يكى را بر ديگرى برترى و ترجيح ندهيم ) .
در جواب مىگوئيم : معناى عفو در دو مورد مختلف است ، و هر يك مصداقى خاص دارد ، هر چند كه در مفهوم يكى باشند ، به هر دو عفو گفته شود و هيچ دليلى نيست كه دلالت كند عفو و مغفرت و امثال اين مفاهيم در همه موارد يك سنخ دارد ، بلكه ما در سابق گفتيم كه در هر مورد معناى خاصى دارند ، كه بيانش گذشت .
عفو و مغفرت در قرآن به چه معنا است ؟
كلمه « عفو » بنا به گفته راغب به معناى قصد است ، البته اين معنا معناى جامعى است كه از موارد استعمال آن به دست مىآيد ، - وقتى گفته مىشود : « عفاه » و يا « اعتفاه » ، يعنى قصد فلانى را كرد تا آنچه نزد او است بگيرد ، و وقتى گفته مىشود : « عفت الريح الدار » معنايش اين است كه نسيم قصد خانه كرد و آثارش را از بين برد « 1 » .
گويا اينكه در مورد كهنه شدن خانه مىگويند : « عفت الدار » عنايتى لطيف در آن دارند و كانه مىخواهند بگويند خانه قصد آثار خودش كرد ، و زينت و زيبايى خودش را گرفت و از انظار ناظران پنهان ساخت و به اين عنايت است كه عفو را به خداى تعالى نسبت مىدهند ، كانه خداى تعالى قصد بنده اش مىكند ، و گناهانى كه در او سراغ دارد از او مىگيرد ، و او را بى گناه مىسازد .
از اينجا روشن مىشود كه مغفرت - كه عبارت از پوشاندن است - به حسب اعتبار متفرع و نتيجه عفو است ، چون هر چيزى اول بايد گرفته شود بعد پنهان گردد ، خداى تعالى هم اول گناه بنده اش را مىگيرد و بعد مىپوشاند و گناه گناه كار را نه در نزد خودش و نه در نزد ديگران بر ملا نمىكند ، هم چنان كه فرمود : « وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنا » « 2 » و نيز فرمود : « وَكانَ اللَّه عَفُوًّا غَفُوراً »
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 339 .
( 2 ) « سوره بقره آيه 286 » .