تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
حيات و نور از بين مىرود ، و حيات هم عبارت است از ايمان و نور عبارت است از رحمت الهيه . پس كافر حيات و نور ندارد و مؤمن آمرزيده ، هم حيات دارد و هم نور ، و مؤمنى كه هنوز گناهانى با خود دارد زنده است ، و ليكن نورش به حد كمال نرسيده ، با آمرزش الهى است كه به آن حد مىرسد ، چون خداى تعالى فرموده : « نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ، وَبِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا » « 1 » . پس ، از همه مطالب گذشته اين معنا روشن شد كه مصداق عفو و مغفرت وقتى در امور تكوينى به خداى تعالى نسبت داده شود ، معنايش بر طرف كردن مانع به وسيله ايراد سبب است و در امور تشريعى به معناى ازاله سببى است كه نمىگذارد ارفاق و رحم مولا در مورد سعادت و شقاوت شامل حال بنده او شود ، عفو و مغفرت آن مانع را بر مىدارد ، و در نتيجه بنده داراى سعادت مىشود .
هامش
( 1 ) مؤمنين نورشان جلوتر از خودشان است و در پيش رويشان و در طرف راستشان در حركت است ، مىگويند پروردگارا نور ما را تمام كن ، و ما را بيامرز . « سوره تحريم آيه : 8 »