را به همراهان رسول خدا ( ص ) برسانيم ، تا غنيمتى به چنگ آوريم ، و اين بگو مگو ايشان را سست نموده و در آخر بيشترشان از رسول خدا ( ص ) نافرمانى نموده و مراكز خود را خالى كردند ، و بنا بر اين بناچار بايد كلمه « فشلتم » را به ضعف رأى تفسير كنيم ، چون تفسير آن به ترس ، با وضع آن روز تيراندازان تطبيق نمىكند ، چرا كه ترس آنان را به اين كار وادار نكرد ، بلكه طمع به غنيمت بود كه از جاى خود حركتشان داد ، و اگر فشل را به معناى ترس بگيريم بايد بگوئيم خطاب « فشلتم » به همه مسلمين بوده و در اين صورت كلمه « ثم » در جمله : « ثم صرفكم » تراخى رتبى را مىرساند ، نه زمانى را ( چون منصرف شدن مسلمانان از دشمن و سرگرم جمعآورى غنيمت شدن آنان از نظر زمان قبل از گرفتار شدن به ترس بود ، نخست آنان از جنگ منصرف شدند ، بعدا طمع تيراندازان هم تحريك شده مراكز خود را رها كردند ، آن وقت با حمله خالد بن وليد از پشت سر ، همه گرفتار ترس گشتند و تراخى رتبى معنايش اين است كه در نقل داستان ، قسمتى كه مورد عنايت بيشتر است اول ذكر شود ، و ساير قسمتها بعدا و در مورد ما اول مساله حس و سپس داستان ترس و تنازع را آورده و در آخر به اين نكته اشاره مىكند كه مساله صرف و انصراف شما از جنگ و سرگرم غنيمت شدنتان را كه ما پيش آورديم از باب امتحان بود « مترجم » ) .
كلمه « تنازعتم » خود دليل بر اين است كه همگى بر مساله فشل و ارتكاب معصيت متفق نبودند ، بلكه بعضى اصرار داشتهاند به اينكه اطاعت كنند ، و بر فرمانبرى خود ثابت قدم باشند و به همين جهت است كه مىبينيم در آيه شريفه جمعيت مسلمانان در صحنه احد را دو دسته كرده ، مىفرمايد بعضى از شما دنيا را مىخواهد و بعضى آخرت را .
* ( « ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ » ) * يعنى سپس شما را از نبرد با مشركين باز داشت ، و اين بعد از پيدا شدن فشل و تنازع و نافرمانى بود ، و خلاصه بعد از وقوع اختلاف بين شما وجود داشت و غرض از اين باز دارى اين بود كه شما را امتحان كند ، و ايمان و صبرتان در راه خدا را بسنجد چرا كه قوىترين عامل براى امتحانهاى عمومى همانا اختلاف دلها است ، اينجا است كه بايد بلائى عمومى بيايد ، تا مؤمن از منافق ، و مؤمن راسخ الايمان هم از مؤمن متلون و رنگارنگ سست ايمان متمايز گردد و معلوم شود آنكه منافق است كيست و آنكه مؤمن است ايمان قلبيش در چند درجه از فشار از بين مىرود ، و با همه اين حرفها خداى تعالى به فضل و كرمش از خطاى آنان صرفنظر كرد ، و همه را بخشيد * ( « وَلَقَدْ عَفا عَنْكُمْ . . . » ) * .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٧