به زودى از طريق رعب و وحشتى كه از آنان بر دل كفار مىاندازد ياريشان خواهد كرد و همانطورى كه در روايات شيعه « 1 » و سنى « 2 » آمده ، رسول خدا ( ص ) مساله رعب را يكى از خصايص خود دانسته ، از خصايصى كه خداى تعالى در بين همه انبيا ع تنها به آن جناب داده و به وسيله آن ، او را يارى و دشمنانش را از بين برده است .
و جمله * ( « بِما أَشْرَكُوا . . . » ) * معنايش اين است كه مشركين به جرم شركى كه ورزيدند دچار اين رعب شدند ، شركى كه هيچ برهان خدايى بر آن نداشتند و يكى از چيزهايى كه در قرآن مكرر آمده همين است كه ادعاى شريك داشتن خدا هيچ سلطانى يعنى هيچ دليلى از ناحيه خدا ندارد ، البته يكى از شاخه هاى شرك نيز اين است كه كسى بگويد اصلا خدايى نيست ، چون چنين كسى هر اثر و تدبيرى را به دهر و ماده مستند مىكند كه اين هم خود شرك است .
* ( « وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّه وَعْدَه إِذْ تَحُسُّونَهُمْ . . . » ) *
كلمه « حس » - به فتحه حا - به معناى قتل بر وجه استيصال است ، كشتنى كه انقراض بياورد .
روايات بر اين مساله اتفاق دارند و تاريخ هم در داستان جنگ احد ضبط كرده است كه لشكر اسلام در آغاز بر لشكر شرك غلبه نموده و همه را تار و مار كردند ، به غارت اموالشان نيز پرداختند ، تا آنكه تيراندازان مامور حفظ دره ، كمين گاه خود را رها كردند ، و خالد بن وليد با نفرات و افرادش به عبد اللَّه بن جبير و نفرات باقيمانده او حمله كرده و همه را كشت ، و از پشت سر به لشكر اسلام تاختن گرفت و مشركين بعد از فرار دوباره برگشتند و هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا ( ص ) را كشتند و بقيه را به بدترين وجهى فرارى دادند .
پس اينكه فرموده : * ( « وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّه وَعْدَه » ) * ، مىخواهد صدق وعده اى را كه از پيش داده بود ( كه شما اگر تقوا و صبر به خرج دهيد سر انجام غلبه مىكنيد ) تثبيت كند ، و جمله :
* ( « إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِه . . . » ) * مىتواند ناظر به فتحى باشد كه در آغاز جنگ خداى تعالى نصيب مسلمين كرد ، و جمله : * ( « حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَتَنازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ » ) * ناظر باشد به عملى كه تيراندازان كردند و در بين خود نزاع به وجود آورده يك عده گفتند بايد فرمان رسول خدا ( ص ) را اطاعت كرد ، عده اى ديگر گفتند بايد خود
هامش
( 1 ) خصال ج 1 ص 201 ح 14 .
( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 83 .