شدن همان اسلحه است ، و چه بسا دانشمندانى كه گفتهاند : اين كلمه اسم آلت نيست بلكه مانند كلمه « حذر » به فتحه حا و ذال هر دو مصدر است ، و كلمه : ( نفر ) به معناى كوچ كردن به سوى هدفى است كه مورد نظر باشد ، و اصل اين كلمه به معناى فزع بود ، پس كوچ كردن از يك محل در حقيقت فزع از آن محل است ، و فزع به محلى است كه مورد نظر است و كلمه ( ثبات ) جمع كلمه ( ثبه ) است و ثبه به معناى جماعتهاى متفرق است ، پس ثبات به معناى جماعتى بعد از جماعت است ، به طورى كه جماعت دوم با جماعت اول فاصله داشته باشد ، و جماعت سوم از دوم جدا باشد ، مؤيد اين معنا آن است كه اين كلمه در مقابل كلمه جميع قرار گرفته ، و فرموده : * ( « فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً » ) * .
در اين آيه شريفه با آمدن حرف ( فا ) بر سر جمله : * ( « فَانْفِرُوا ثُباتٍ . . . » ) * اين جمله متفرع شده است بر جمله : * ( « خُذُوا حِذْرَكُمْ . . . » ) * ، و اين تفريع و نتيجه گيرى به ظاهرش اين احتمال را تاييد مىكند ، كه منظور از كلمه ( حذر ) معناى مصدرى نباشد ، بلكه همان معناى آلت و سلاح باشد ، و جمله كنايه باشد از اين كه مؤمنين آمادگى تمام داشته باشند براى خروج به سوى جهاد ، و در نتيجه معناى آيه چنين مىشود : اسلحه خود را بر گيريد يعنى آماده بيرون رفتن به سوى دشمنان خود شويد ، يا فرقه فرقه ( كه از آن تعبير مىشود به سريه سريه ) ، و يا به طور دسته جمعى كه از آن تعبير مىشود به لشگر .
و معلوم است كه آماده شدن براى جنگ به اختلاف عده دشمن و نيروى او مختلف مىشود ، پس ترديد در جمله ( يا دسته دسته برويد و يا دسته جمعى ) ترديد تخيير نيست ، و نمىخواهد بفرمايد در كيفيت بيرون رفتن ، اختيار با خود شما است ، بلكه ترديد به خاطر اختلاف وضع دشمن است ، مىخواهد بفرمايد اگر عدد نفرات دشمن كم است ، به طور ثبه يعنى دسته دسته برويد ، و اگر زياد است دسته جمعى برويد .
در نتيجه برگشت معناى آيه و مخصوصا با در نظر گرفتن آيه بعدى كه مىفرمايد : * ( « وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ . . . » ) * به اين مىشود كه : اسلحه خود را زمين نگذاريد ، و از تلاش و بذل جهد در امر جهاد باز نايستيد ، كه اگر چنين كنيد عزمتان مىميرد ، و نشاطتان در اقامه پرچم حق مبدل به كسالت و سستى مىشود ، در نتيجه يك عده تبطوء يعنى امروز و فردا خواهند كرد ، و يك عده ديگر مانع حركت ديگران مىگردند ، و نمىگذارند سايرين به قتال دشمنان خدا و تطهير زمين از لوث وجود آنان اقدام كنند .
* ( « وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ . . . » ) *
بعضى گفتهاند : حرف لام در كلمه ( من ) لام ابتدا است ، براى اين كه كلمه ( من )
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 667
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٦٧