سيصد نفر با عبد اللَّه بن ابى برگشتند ، و هفتصد نفر با رسول خدا ( ص ) ماندند ) .
و اين منافقين دائما چوب لاى چرخ اسلام مىگذاشتند و امور را عليه رسول خدا ( ص ) واژگونه مىكردند ، و همواره در انتظار بلايى براى آن جناب بودند ، و مؤمنين را كه بعضى از آنان بيمار دل بودند و از منافقين شنوايى داشتند ، از عمل به دستورات آن جناب مانع مىشدند ، و از سوى ديگر اطراف شهر مدينه و پيرامون ، و مسلمانان آن جا ، قبايلى از يهود بودند ، كه دائما براى مؤمنين دردسر ايجاد مىكردند ، و با آنان مىجنگيدند و اتفاقا عرب مدينه از عهد قديم به چشم احترام به آنها نگاه مىكردند . و امر آنان را - و يا بگو تمدن و شيوه زندگى آنان را - عظيم مىشمردند ، و يهود سخنان باطل و ضد دين در ذهن مسلمانان القا مىكردند و احاديث گمراه كننده اى كه باعث بطلان اراده صادق آنان بود تلقين مىنمودند ، و به اين وسيله تصميم جدى آنان را سست مىكردند ، و همين يهوديان و منافقين ، مشركين را عليه مسلمانان تشجيع مىكردند ، و در مقاومت عليه مسلمين دلخوش مىساختند و در بقا و ادامه بر كفر و جمود خود تشويق نموده ، و وادارشان مىكردند تا بيشتر به آزار مسلمانانى كه در مكه بودند بپردازند .
بنا بر اين مىتوان گفت كه اين آيات مثل اين كه در همين مقام است ، كه كيد يهوديان عليه مسلمين را خنثى كند ، و آثار القائات آنان بر مؤمنين را از بين ببرد ، و اگر در ضمن سخنى از منافقين به ميان آورده ، نظير تتميم ارشاد مؤمنين و تكميل بيدار باش آنان است ، تا وضع حاضر خود را بشناسند ، و در امر خود بصيرتى داشته باشند ، و از دردى كه بىخبر از خود آنان در درون دلهايشان پنهان شده بر حذر باشند ، دردى كه در جمع آنان نفوذ كرده است ، و آن درد خوش باورى نسبت به يهوديان و شيفتگى نسبت به تمدن و مال و ثروت آنان است ، تا به اين بيدار باش كيد دشمنان خارج از محيطشان كه به آنان احاطه دارند را باطل كند ، و دلهاى مؤمنين را كه از شدت محنت به گلوگاهشان رسيده دوباره به درون سينه هاشان برگرداند ، و خلاصه كلام نور دين را در درخشندگيش تمام نمايد هم چنان كه خودش در جاى ديگر فرمود :
« وَاللَّه مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ » « 1 » ، و نيز فرمود : « لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه وَلَوْ كَرِه الْمُشْرِكُونَ » « 2 » .
* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً » ) * كلمه « حذر » به كسره حا و سكون ذال به معناى آلت بر حذر شدن است ، و آلت بر حذر
هامش
( 1 ) و ( 2 ) سوره صف آيه 8 و 9 .