و با در نظر داشتن اين بيان ترتيب بين چهار طايفه نامبرده در آيه روشن مىگردد ، طايفه اول نبيون بودند كه سادات بشرند ، سپس صديقون قرار گرفتهاند ، كه گفتيم شاهدان و بينندگان حقايق و اعمالند ، و سوم شهدا بودند ، كه شاهدان بر رفتار ديگرانند و در آخر صالحانند كه لياقت و آمادگى براى كرامت اللَّه را دارند .
* ( « وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً » ) * كلمه « رفيقا » تميز است ، و آيه را چنين معنا مىدهد : ( و اين چهار طايفه از حيث رفاقت طوايف خوبى هستند ، بعضى گفتهاند به همين جهت بوده كه آن را به صيغه جمع نياورد ، و بعضى ديگر گفتهاند ، مفرد آوردنش براى اين بوده كه بفهماند تك تك آنان در حال رفاقت خوبند ، و بنا بر اين معنا ، كلمه ( رفيقا ) حال خواهد بود ، نظير جمله : « ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا » « 1 » ( سپس شما را - از شكم مادران - بيرون مىكنيم ، در حالى كه طفليد ) .
* ( « ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّه وَكَفى بِاللَّه عَلِيماً » ) * در اين جمله كلمه « ذلك » كه مخصوص اشاره به دور است را آورده ، و آن را ابتداى جمله قرار داد ، و حرف ( الف و لام ) بر سر خبر آورده ، تا به اين وسيله بر عظمت امر اين فضل دلالت كند ، و بفهماند كه گويا اين فضل ، جامع تمامى فضيلتها و فضلها است ، و اگر آيه شريفه را با علم خدا ختم كرد ، براى اين بود كه گفتار در آيه شريفه در باره درجات ايمان بود ، كه جز علم الهى هيچ راه ديگرى براى تشخيص آن نيست .
اين را هم بدان كه در اين آيات شريفه موارد متعددى از التفات هست ، التفاتهايى آميخته در هم ، در آغاز آيات مؤمنين را مورد خطاب قرار داد و فرمود : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » ) * و در آيه : * ( « وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ » ) * آنان را غايب به حساب آورد ، التفات ديگر اين كه در آغاز كلام يعنى در جمله * ( « أَطِيعُوا اللَّه . . . » ) * غايب فرض شده ، و در آيه شريفه : * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ . . . » ) *
متكلم مع الغير به حساب آمده ، سپس در جمله : * ( « بِإِذْنِ اللَّه . . . » ) * غايب فرض شده ، و در آيه :
* ( « وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ . . . » ) * متكلم مع الغير به حساب آمده ، و باز در آيه : * ( « وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَالرَّسُولَ . . . » ) * غايب فرض شده .
و اما رسول ( ص ) در اول اين آيات كه مىفرمايد : * ( « وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ . . . » ) *
غايب فرض شده ، و در جمله : * ( « ذلِكَ خَيْرٌ » ) * خطابى كه در اين اسم اشاره است به سوى آن جناب متوجه شده است ، دوباره در جمله : * ( « وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ . . . » ) * غايب به حساب آمده ، و در آيه :
هامش
( 1 ) سوره حج آيه 5 .