و خلاصه با زبان دل آنان حرف بزن تا متوجه شوند ، كه اين رفتارشان چه مفاسدى دارد ، و اگر معلوم شود نفاق ورزيدهاند ، چه عذابى ناشى از خشم خداى تعالى بر آنان نازل مىشود .
* ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه » ) * اين جمله ردى است مطلق بر همه آن مطالبى كه قبلا از منافقين حكايت كرده بود ، يعنى تحاكم بردنشان به نزد طاغوت ، و اعراضشان از رسول اللَّه ( ص ) ، و سوگند خوردن ، و عذرخواهيشان به اين كه ما منظورى به جز احسان و توفيق نداشتيم مىفرمايد : همه اين مطالب هر يك به وجهى مخالفت رسول كردن است ، حال چه اين كه توأم با عذرى كه بهانه آنان بشود باشد ، و چه توأم با چنان عذرى نباشد براى اين كه خداى تعالى كه اطاعت رسول كردن را واجب فرموده ، قيد و شرطى برايش نياورد و اصلا رسول اللَّه را نفرستاده مگر براى همين كه به اذن او اطاعت شود .
و نبايد كسى خيال كند كه اطاعت تنها حق خدا است ، و رسول بشرى و فردى كه خداى تعالى او را خلق كرده ، و تنها در جايى مىتوان اطاعتش كرد كه اطاعت او سودى و مصلحتى عايد ما سازد ، در نتيجه اگر همان سود و آن مصلحت بدون اطاعت رسول دست بدهد ديگر چه احتياجى به اطاعت او است ؟ و چرا نتوانيم مستقلا آن را احراز كنيم ؟ و رسول را كنارى زده او را ترك كنيم ؟ و آيا در چنين فرضى اگر باز هم رجوع به رسول را لازم بدانيم شرك به خدا نورزيدهايم ؟ و رسول را دوشادوش خدا نپرستيدهايم ؟ و اگر اين اطاعت شرك به خدا نيست ، پس چرا بعضى از مسلمانان صدر اسلام وقتى رسول خدا ( ص ) امرى را بر آنان واجب مىكرد از آن جناب مىپرسيدند ، آيا اين تكليف دستور خود تو است ؟ و يا از ناحيه خدا است ؟ معلوم مىشود همانطور كه به نظر ما رسيده اطاعت رسول كردن شرك به خدا است ، و چيزى است در مقابل اطاعت خدا ، و گرنه سؤال اصحاب معنا نمىداشت .
وجه بطلان اين خيال همان است كه گفتيم خداى تعالى رسول ( ص ) را نفرستاده مگر براى همين كه اطاعت بشود ، و خودش فرموده : ( هيچ رسولى را نفرستاديم مگر براى همين كه به اذن خدا اطاعت شود ) و در اين وجوب اطاعت هيچ قيد و شرطى نياورده ، پس معلوم مىشود اطاعت از رسول خدا ( ص ) كردن ، آن هم بطور مطلق همان اطاعت خدا كردن است چون خود خدا دستور داده رسول را اطاعت كنيد ، و در جاى ديگر فرموده : « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه » « 1 » .
هامش
( 1 ) ( كسى كه رسول را اطاعت كند در حقيقت خدا را اطاعت كرده است ) سوره نساء آيه 80 .