تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
مىشود ندارد ، و هيچ اشكالى ندارد كه شارع از اين لفظ عام آن معناى خاص را اراده كرده باشد ، چون قصد مفهومى از مفاهيم از يك لفظ ، مطلبى است ، و قصد مصداقى كه آن مفهوم با آن منطبق است مطلبى ديگر است ، نظير مفهوم رسول كه معنايى است عام و كلى ، و در آيه مورد بحث نيز در همان معنا استعمال شده ، ولى منظور گوينده از اين لفظ عام رسول اسلام محمد بن عبد اللَّه ( ص ) است .
* ( « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ . . . » ) * اين جمله تفريع و نتيجه گيرى از حصرى است كه از مورد آيه استفاده مىشد ، چون جمله « أَطِيعُوا اللَّه . . . » از آنجايى كه اطاعت خدا و رسول كردن را واجب مىكرد ، از آن فهميده مىشود كه منظور اطاعت در مواد دينى است ، كه متكفل رفع همه اختلافهايى است كه ممكن است در دين خدا پيدا بشود . و نيز بر آورنده هر حاجتى است كه ممكن است پيش بيايد ، ديگر موردى باقى نمىماند كه مردم در آن مورد به غير خدا و رسول او مراجعه كنند ، در نتيجه معناى كلام چنين مىشود كه شما مردم بايد تنها و تنها خدا و رسول و اولى الأمر را اطاعت كنيد نه طاغوت را و اين همان حصرى است كه گفتيم از آيه استفاده مىشود ، و نتيجه آن ، مضمون جمله مورد بحث است كه مىفرمايد : پس اگر در امرى تنازع كرديد آن را به خدا و رسول رد كنيد . و از اين كه خطاب را متوجه مؤمنين كرده كشف مىكند از اين كه مراد از تنازع هم ، تنازع مؤمنين در بين خودشان است ، نه تنازعى كه فرضا بين آنها و اولى الامر اتفاق بيفتد ، و يا بين خود اولى الامر رخ دهد ، چون فرض اولى يعنى تنازع مؤمنين با اولى الامر با مضمون آيه سازگار نيست كه اطاعت اولى الامر را بر آنان واجب كرده ، و همچنين فرض دوم با آيه نمىسازد چون معنا ندارد خداى تعالى اطاعت كسانى را بر امت واجب كند كه بين خودشان تنازع رخ دهد ، زيرا اگر اولى الامر در بين خود تنازع كنند قطعا يكى بر حق و ديگرى بر باطل خواهد بود ، و خداى تعالى چگونه اطاعت كسى را واجب مىكند كه خود بر باطل است ، علاوه بر اين كه اگر منظور تنازع اولى الامر در بين خودشان بود پس چرا در جمله مورد بحث خطاب را متوجه مؤمنين كرد ، و فرمود : ( پس اگر در چيزى تنازع كرديد آن را به خدا و رسول برگردانيد . . . ) . و اما كلمه ( شىء ) ، اين كلمه هر چند عموميت دارد همه احكام و دستورات خدا و رسول و اولى الامر را شامل مىشود ، هر چه مىخواهد باشد و ليكن جمله بعد كه مىفرمايد : ( پس آن را به خدا و رسول برگردانيد ) ، به ما مىفهماند كه مراد از كلمه شىء مورد تنازع ، چيزى است كه اولى الامر در باره آن استقلال ندارد و نمىتواند در آن به رأى خود استبداد كند ، و