تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
كه احتياج مجتمع بشرى به اولى الأمر عين احتياجى است كه به رسول دارد ، و آن عبارت است از سرپرست داشتن امت كه ما در بحث محكم و متشابه در باره سرپرستى و ولايت امت بحث كرديم .
اينك به اول بحث پيرامون آيه برگشته مىگوييم : از آن چه گذشت براى خواننده روشن شد كه ما نمىتوانيم جمله : * ( « وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » ) * را حمل كنيم بر جماعتى كه براى حل و عقد امور جامعه دور هم جمع مىشوند ، و معنا ندارد بفرمايد هيات اجتماعيه اهل حل و عقد را اطاعت كنيد ، حال اين فرمان را به هر معنايى كه تفسيرش بكنيم بالآخره معناى درستى دست نمىدهد . به ناچار بايد بگوييم منظور از اولى الامر افرادى از امتند كه در گفتار - و كردارشان - معصومند ، و به راستى اطاعتشان واجب است ، - به عين همان معنايى كه اطاعت خدا و رسولش واجب است ، و چون ما قدرت تشخيص و پيدا كردن اين افراد را نداريم - بناچار محتاج مىشويم به اين كه خود خداى تعالى در كتاب مجيدش و يا به زبان رسول گراميش اين افراد را معرفى كند ، و به نام آنان تصريح نمايد ، قهرا آيه شريفه با كسانى منطبق مىشود كه رسول خدا ( ص ) در رواياتى كه از طرق ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) تصريح به نام آنان كرده ، و فرموده اولى الامر اينان هستند . و اما اين كه بعضى گفته‌اند : اولى الأمر خلفا و يا اميران جنگ و يا علماى بزرگ كه مردم از اقوال و آراى آنان پيروى مىكنند مىباشند ! ، جواب همه اين نظريه ها اين است كه اولا آيه شريفه دلالت دارد بر عصمت اولى الامر ، و طبقاتى كه نام برده شد بدون اشكال عصمت نداشتند مگر على ( ع ) كه طايفه اى از امت معتقد به عصمت آن جناباند ، و ثانيا اقوال نام برده هيچ يك همراه دليل نيست . و اما اشكالاتى كه به قول پيروان ائمه اهل بيت كرده‌اند چند اشكال است . اول اين كه اولى الامر بودن ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) احتياج به معرفى صريح از ناحيه خداى تعالى و پيامبر گرامى او دارد ، و اگر چنين معرفىاى صورت گرفته بود ، امت اسلام كه سهل است ، حتى دو نفر هم بعد از رسول خدا ( ص ) در باره آنان اختلاف نمىكردند . جواب از اين اشكال اين است كه هم در كتاب آمده ، و هم در سنت ، اما كتاب آيه ولايت و آيه تطهير و آياتى ديگر كه به زودى در باره اش بحث خواهيم كرد ان شاء اللَّه تعالى . اما سنت حديث سفينه كه در آن رسول خدا ( ص ) فرمود : « مثل اهل