باشد ) به هيچ وجه دليل بر برترى آنان از سايرين نيست ، همانطور كه اطاعت از جباران ديكتاتور و ستمكار ، در صورتى كه مجبور باشيم بر ما نيز واجب مىشود ، چون اگر اطاعت نكنيم از شرشان ايمن نخواهيم بود ، و اطاعت ما دليل نيست بر اين كه آن جباران خونخوار نزد خدا از ما افضلند .
و ثانيا حكمى كه در آيه آمده چيزى زيادتر از ساير احكامى كه موقوف به وجود موضوعاتند ندارد نظير وجوب انفاق بر فقير و حرمت اعانه و كمك به ظالم كه وقتى اين گونه احكام فعليت پيدا مىكند كه فقيرى و ظالمى پيدا بشود نه اين كه ما در به در بگرديم و فقير پيدا كنيم و يا از اين جا و آن جا ظالمى را پيدا كنيم و از يارى او اجتناب بورزيم .
و به نظر ما فساد اين دو وجهى كه نويسنده نامبرده ذكر كرده براى خواننده روشن است ، زيرا صرف نظر از اين كه اولى الامر را به سلاطين جبار و ظالم معنا كرده ، كه فسادش به خوبى روشن گرديد ، در باره وجه اولش مىگوييم : وى غفلت كرده از اين كه قرآن كريم پر است از آياتى كه نهى مىكند از اطاعت ستمكاران ، و مسرفين ، و كافران ، و اين محال است كه با اين حال خود خداى تعالى امر كند به اطاعت از آنان ، و تازه يك چيزى را هم اضافه كند ، و آن اين كه اطاعت چنين عناصر فاسدى را دوش به دوش اطاعت خدا و اطاعت رسول قرار دهد و اگر فرض كنيم كه منظور از اطاعت در باره اولى الامر اطاعت اجبارى ، و از روى تقيه است بايد اشاره اى به آن مىكرد ، و مثلا مىفرمود : ( و خدا اجازه به آن داده كه اولى الامرتان را نيز اطاعت كنيد ) ، هم چنان كه در آيه اى ديگر فرموده : « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » « 1 » نه اين كه امر كند به اطاعت از آنان و در نتيجه امر صريح كردن به آن همه محذورهاى غير قابل توجيه متوجه بشود .
و اما وجه دوم ، آن نيز اساسش همان وجه اول است ، و اما اگر آيه شريفه را به آن وجه معنا نكنيم ، بلكه فرض كنيم كه وجوب اطاعت اولى الامر كردن براى اين است كه اولى الأمر ، شانى در دين خدا دارند ، و به بيانى كه مفصلا گذشت معصوم از گناه و خطا هستند ، و محال است خداى تعالى امر به اطاعت كسانى بكند كه در خارج هيچ مصداقى ندارند ، و يا در آيه اى كه مىخواهد اس اساس مصالح دينى و خلاصه حكمى را بيان كند ، كه بدون آن حال مجتمع به هيچ وجه اصلاح نمىشود ، متعلق و موضوع اين حكم را كسانى قرار دهد كه واجد شرطى باشند كه احيانا و اتفاقا آن شرط براى كسى حاصل مىشود ، با اين كه خواننده عزيز توجه فرمود
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 28 .