تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
نيست ، زيرا مطلبى را بيان مىكند كه هيچ ارتباطى با بحث ما ندارد ، زيرا بحث ما در باره عصمت اهل حل و عقد از امت اسلام است ، مىگوييم اگر منظور از كلمه « اولى الامر » اهل حل و عقد باشد بايد همه آنان معصوم باشند ، در حالى كه چنين چيزى نه بوده و نه خواهد بود . مىگوييم : آن چه عاملى است كه باعث مىشود اهل حل و عقد از مسلمانان در آرايى كه مىدهند معصوم باشند ؟ و مگر بين اين عده با اهل حل و عقد ساير امتها فرق هست ؟ و مگر تنها مسلمانان چند نفرى به نام اهل حل و عقد دارند ؟ تمامى امتهايى كه تا كنون در بشر تشكل يافته ، و حتى همه اجتماعات كوچك و بلكه همه قبيله ها و عشاير ، چند نفرى داشته‌اند كه مسايل گره خورده امت را حل ، و مسائل خلاف آن را عقد كرده‌اند ، چون بالآخره در هر جمعيت و امتى چند نفرى نيرومند و صاحب نفوذ و آگاه به مسائل اجتماعى امت خود رسيدگى مىكنند . خواننده محترم اگر در تاريخ جستجو كند ، و حوادث گذشته تاريخ را و همچنين حوادث عصر حاضر را كه در امتها و قبايل رخ مىدهد بنگرد موارد بسيار زيادى را پيدا خواهد كرد كه اهل حل و عقد هر امت در مسائل مهم مملكتى و قبيله اى دور هم جمع شده‌اند و بعد از مشورت و بگومگوها ، يك رأيى را پسنديده و به دنبال آن به مرحله اجرايش گذاشته‌اند حال يا خوب از آب در آمده ، و يا خطا بوده ، پس خطا هر چند در نظريه هاى فردى بيشتر است ، تا در نظريه هاى اجتماعى ، و ليكن آراى اجتماعى هم ، چنان نيست كه هيچ خطايى در آن راه نداشته باشد ، اين شما و اين تاريخ و اين شما و اين حوادث عصر خود ما كه هر دو شهادت مىدهند بر مصاديق بسيار بسيار زيادى كه آراى اهل حل و عقد خطا از آب در آمده . پس اگر بين اهل حل و عقد مسلمين با اهل حل و عقد ساير جوامع تفاوتى هست ، و اهل حل و عقد مسلمين مصون از خطا و معصوم از غلط و اشتباهند از اين باب نيست كه نظير خبر متواتر عادتا خطا در آن راه ندارد ، بلكه به اعتراف خود شما از اين باب است كه خداى تعالى از خطا بودنش جلوگيرى كرده ، پس عامل در مصونيت اهل حل و عقد يك عامل عادى معمولى نيست ، بلكه از سنخ عوامل خارق العاده ، و خلاصه از باب معجزه است ، و معلوم مىشود كه كرامتى با هر به اين امت اختصاص يافته ، و اين امت را حفظ مىكند ، و از رخنه كردن هر شر و فسادى در جماعت مسلمين و در نتيجه از تباهى وحدت كلمه آنان جلوگيرى مىنمايد ، و بالآخره سببى است معجز و الهى و هم سنگ قرآن كريم ، سببى است كه تا قرآن زنده است آن سبب نيز زنده است و رابطه آن با زندگى امت اسلام نظير رابطه اى است كه قرآن با زندگى اين امت دارد ، چيزى كه هست قرآن با زندگى علمى و معارفى اين امت رابطه دارد ، و آن سبب الهى و معجز با زندگى عملى امت داراى رابطه است .