مشورت شركت داده ، ولى در تصميم گرفتن شركت نداده ، و تصميم خود آن جناب ( به تنهايى ) را معتبر شمرده است .
حال كه به اين معنا توجه كرديد مىتوانيد به خوبى بفهميد كه اطاعت رسول معنايى ، و اطاعت خداى سبحان معنايى ديگر دارد هر چند كه اطاعت از رسول خدا ( ص ) ، در حقيقت اطاعت از خدا نيز هست ، چون تشريع كننده تنها خدا است ، زيرا او است كه اطاعتش واجب است ، هم چنان كه در آيه : * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه » ) * ، وجوب اطاعت رسول را هم منوط به اذن خدا دانسته ، پس بر مردم واجب است كه رسول را در دو ناحيه اطاعت كنند ، يكى ناحيه احكامى كه به وسيله وحى بيان مىكند ، و ديگر احكامى كه خودش به عنوان نظريه و رأى صادر مىنمايد .
و اين معنا - و خدا داناتر است - باعث شده است كه كلمه ( اطاعت ) در آيه تكرار شود ، چون اگر اطاعت خدا و رسول تنها در احكامى واجب مىبود كه به وسيله وحى بيان شده ، كافى بود بفرمايد « * ( أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ) * » ، ولى چنين نكرد ، و كلمه ( اطيعوا ) را دوباره آورد ، تا بفهماند اطاعت خدا يك نحوه اطاعت است و اطاعت رسول يك نحوه ديگر است ، ولى بعضى از مفسرين گفتهاند تكرار كلمه ( اطيعوا ) صرفا به منظور تاكيد بوده ، و اين حرف به هيچ وجه درست نيست ، زيرا اگر هيچ منظورى به جز تاكيد در بين نبود ، ترك تكرار ، اين تاكيد را بيشتر افاده مىكرد ، و لذا بايد مىفرمود « اطيعوا اللَّه و الرسول . . . » ، چون با اين تعبير مىفهمانيد اطاعت رسول ، عين اطاعت خداى تعالى است ، و هر دو اطاعت يك هستند ، بله اين كه تكرار ، تاكيد را مىرساند ، درست است ، اما نه در هر جا .
و اما اولى الامر هر طايفه اى كه باشند ، بهره اى از وحى ندارند ، و كار آنان تنها صادر نمودن آرايى است كه به نظرشان صحيح مىرسد ، و اطاعت آنان در آن آراء و در اقوالشان بر مردم واجب است ، همانطور كه اطاعت رسول در آرايش و اقوالش بر مردم واجب بود ، و به همين جهت بود كه وقتى سخن به وجوب رد بر خدا و تسليم در برابر او كشيده شد . و فرمود وقتى بين شما مسلمانان مشاجره اى در گرفت بايد چنين و چنان كنيد ، خصوص اولى الامر را نام نبرد ، بلكه وجوب رد و تسليم را مخصوص به خدا و رسول كرد ، و فرمود : * ( « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ ، إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ . . . » ) * ( يعنى پس اگر در چيزى نزاع كرديد ، حكم آن را به خدا و رسول برگردانيد . . . ) ، و اين بدان جهت بود كه گفتيم روى سخن در اين آيه به مؤمنين است ، همانهايى كه در اول آيه كه مىفرمود : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * ،
مورد خطاب بودند ، پس بدون شك معلوم مىشود منظور از نزاع هم ، نزاع همين مؤمنين است ، و