تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
حيض ، دارند و نه حدث « 1 » . و در تفسير برهان در ذيل آيه شريفه : * ( « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ . . . » ) * از محمد ابن ابراهيم نعمانى نقل كرده كه او به سند خود از زاره از امام باقر محمد بن على ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب معناى اين آيه را پرسيدم ، فرمود : خداى تعالى امام را دستور داده كه امانت را به امام بعد از خود بسپارد ، و امام حق ندارد امانت را از امام بعدى دريغ بدارد ، مگر نمىبينى كه دنبالش فرموده : * ( « وَإِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ، إِنَّ اللَّه نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِه » ) * « 2 » ( و چون در بين مردم حكم كنيد دستورتان داده به اين كه به عدالت حكم كنيد ) ، پس اى زراره خطاب در اين آيه به حكام است . مؤلف قدس سره : صدر اين حديث به طرق بسيارى از ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) روايت شده ، و ذيل آن دلالت دارد كه منظور ائمه ( عليهم السلام ) تطبيق مصداق امامت بر مضمون كلى آيه است ، و خلاصه آيه شريفه در باره مطلق حكم نازل شده ، دستور مىدهد هر حقى را به صاحبش بدهيد ، و قهرا بر مساله امامت هم منطبق مىگردد . و در معناى اين احاديث حديث ديگرى است ، كه الدر المنثور آن را از سعيد بن منصور ، و فاريابى ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم ، آن را از على بن ابى طالب روايت كرده‌اند كه فرمود : اين حق به عهده امام است ، كه طبق آنچه خدا نازل كرده حكم كند ، و اين كه امانت را به صاحبش بدهد ، كه اگر چنين امامى باشد بر مردم واجب و حق است كه دعوت او را بپذيرند و اطاعتش كنند و اشخاصى را كه به سوى چنين امامى دعوت مىكنند اجابت نمايند « 3 » .
هامش
( 1 ) فقيه ج 1 ص 50 حديث 4 . ( 2 ) تفسير برهان ج 1 ص 380 حديث 5 . ( 3 ) الدر المنثور ج 2 ص 175 .