وصفى براى او ملكه اى شده كه هرگز از او جدا نمىشود ، پس فرق است بين كلمات آنها كه « شرك ورزيدند » و آنها كه « صبر كردند » و آنها كه « ظلم كردند » و آنها كه « تعدى نمودند » ، با كلمات « المشركين » ، « الصابرين » ، « الظالمين » ، « المعتدين » ، « الشاكرين » ، كه دسته اول تنها دلالت دارد بر اينكه كارها از آنان سر زده ، ولى دسته دوم دلالت دارد بر اينكه اين كارها صدورش عادت و صفت هميشگى آنان شده ، پس كلمه « شاكرين » در جمله مورد بحث به معناى كسانى است كه در باطن داراى صفت شكر هستند ، و اين فضيلت در آنان استقرار يافته ، و ما قبلا هم گفتيم و روشن كرديم كه شكر مطلق عبارت است از اينكه بنده به ياد هيچ نعمتى نيفتد مگر آنكه خدا را هم با آن ياد آورد ، و با هيچ چيزى تماس نگيرد كه نعمتى از نعمتها باشد ، مگر آنكه خداى تعالى را در آن اطاعت كند .
پس روشن گرديد كه شكر تمام نمىشود مگر با اخلاص ، يعنى خلوص شكر براى خدا ، هم از حيث علم ، و هم از نظر عمل ، پس شاكران عبارتند از مخلصين براى خدا ، آن كسانى كه شيطان را طمعى در آنان نباشد .
اين حقيقت از سخنى كه خداى تعالى از ابليس حكايت كرده كاملا روشن مىگردد ، و اين سخن در چند جا به عباراتى مختلف آمده ، از آن جمله گفته است :
« فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 1 » .
و نيز گفته : « رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 2 » ، كه در اين دو آيه از اغواى كلى خود احدى به جز مخلصين را استثنا نكرد ، و خداى تعالى هم گفتار او را امضا نموده رد نكرد ، و در جاى ديگر حكايت فرموده كه گفت :
« فَبِما أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ، ثُمَّ لآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمانِهِمْ وَعَنْ شَمائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ » « 3 » كه در اين آيه جمله « لا تَجِدُ » به منزله استثنا « إِلَّا عِبادَكَ » در آيه قبل است ، و كلمه « شاكرين » به جاى كلمه : « مخلصين » در آيه قبل است ، و اين نيست مگر به خاطر اينكه شاكرين همان مخلصينند كه شيطان در آنها بهره اى
هامش
( 1 ) به عزتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد ، مگر بعضى از بندگانت كه مخلص باشند .
« سوره ص آيه : 83 » .
( 2 ) « سوره حجر آيه : 40 » .
( 3 ) به خاطر اينكه مرا گمراه كردى بر سر راه مستقيمى كه تو براى بشر ترسيم نموده اى مىنشينم ، آن گاه از پيش رو و پشت سر و راست و چپشان سر وقتشان مىآيم ، بطورى كه اكثرشان را شاكر نيابى .
« سوره اعراف آيه : 17 » .