تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
استعمال كنى ، آن جايى كه دهنده نعمت در نظر داشته و نيز اظهار نعمت به اين است كه آن را به زبان بياورى ، و منعم را در برابر دادن اين نعمت ، ثنا بگويى ، و مرحله ديگر اظهار نعمت اين است كه در قلب هم به ياد آن و به ياد منعمش باشى ، و از يادش نبرى . پس شكر خداى تعالى در برابر نعمتى از نعمتهاى او اين است كه در هنگام استعمال و به كار بردنش به ياد او باشد ، و وقتى به ياد او بود به ياد اين مطلب هم مىافتد كه نعمت او را در جايى كه خود او خواسته استعمال كند ، نه در جاى ديگر ، و معلوم است كه هيچ موجودى نيست كه نعمتى از نعمتهاى او نباشد ، و هيچ نعمتى را خلق نكرده مگر براى اينكه در راه بندگيش استعمال شود ، هم چنان كه خودش فرمود : « وَآتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوه ، وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّه لا تُحْصُوها ، إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ » « 1 » . پس شكر او در برابر نعمتهايش به اين است كه در آن نعمتها اطاعت شود ، و به ياد مقام ربوبيتش باشند . و بنا بر اين پس شكر مطلق خداى تعالى و بدون تقييد ، همانا ياد خدا بدون نسيان ، و اطاعتش بدون معصيت است ، پس معناى آيه : « وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ » « 2 » اين است كه به ياد من باشيد ، يادى كه آميخته با نسيان نباشد ، و امر مرا اطاعت كنيد ، اطاعتى كه آميخته با عصيان نباشد ، ( معلوم مىشود در جنگ احد شخصى وجود داشته كه هرگز از ياد خدا غافل نشده ، و هرگز امر او را نافرمانى نكرده بوده « مترجم » ) و نبايد به اين سخن گوش داد كه بعضى آن را گفته‌اند كه امر در آيه شريفه تكليف بما لا يطاق و خارج از توان انسان است ، زيرا اين سخن ناشى از كمى تدبر در اين حقايق و دورى از ساحت عبوديت و كار پاكان را قياس از خود گرفتن است . و گرنه در سابق هم توجه فرموديد كه گفتيم و تعبير به فعل با تعبير به صفت فرق دارد تعبير به فعل بيش از صدور بر آن فعل از فاعلش دلالت ندارد ، ( مثلا وقتى مىگوئيم : فلانى كرامت كرد ، تنها دلالت دارد بر اينكه يك بار و يا دو بار اين عمل از او سر زد ) ، به خلاف صفت كه علاوه بر « صدور » ، دلالت بر « استقرار » و دوام آن نيز دارد ، ( وقتى مىگوئيم فلانى كريم است معنايش اين است ، عمل كرامت عمل هميشگى او است ) ، و مىفهماند اين معناى
هامش
( 1 ) آنچه از او در خواست كرده‌ايد ( چه به زبان سر و چه به زبان حال ) به شما داد ، و اگر بخواهيد نعمت خدا را بشماريد به آخرش نمىرسيد ، راستى كه انسان ستمگر و كفران پيشه است . « ابراهيم : 34 » . ( 2 ) براى من شكر بگذاريد و كفران نكنيد « بقره : 152 » .