تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
يهوديان در حالى انجام مىشود كه زبان خود را تاب مىدهند ، و به دين خدا طعنه مىزنند : * ( « لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ » ) * ، و اين دو مصدر يعنى مصدر ( لى ) و ( طعن ) در موضع حال قرار دارند . * ( « وَلَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَأَقْوَمَ » ) * اينكه فرموده : اگر اين طور بگويند كه مشتمل است بر ادب دين و خضوع در برابر حق ، بهتر و با قوامتر است از آنچه مىگفتند يعنى از * ( « سَمِعْنا وَعَصَيْنا . . . » ) * با اين كه اين سخن نه خير است و نه با قوام تا آن از اين بهتر و با قوامتر باشد ، در حقيقت از باب مقايسه اثر حقى است كه در اين كلام حق است ، و اثرى كه يهود براى كلام خود قائل بود ، هر چند كه كلام يهود در واقع هيچ خوبى و قوام نداشت ، پس مقايسه بين اثر حق است با اثرى كه يهود حقش مىپنداشت ، و معناى جمله اين است : اگر يهود مىگفتند : * ( « سَمِعْنا وَأَطَعْنا . . . » ) * خير و قوام در آن بيشتر بود ، از خير و قوامى كه در دل خود براى لى و طعن فرض كرده‌اند ، پس گفتار در اين آيه نظير گفتار در آيه شريفه زير است كه مىفرمايد : « وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها ، وَتَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجارَةِ وَاللَّه خَيْرُ الرَّازِقِينَ » « 1 » . * ( « وَلكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا » ) * اين جمله خطاب به مسلمين است ، و براى هميشه نوميدشان مىكند از اين كه يهود بگويند : * ( « سَمِعْنا وَأَطَعْنا » ) * هرگز نخواهند گفت ، زيرا اين كلمه ، كلمه ايمان است ، و اين يهوديان ملعون خدايند ، و در نتيجه موفق به ايمان نخواهند شد ، و لذا در جمله قبل اين طور تعبير كرد : * ( « وَلَوْ أَنَّهُمْ قالُوا » ) * ، چون تعبير به كلمه ( لو ) دلالت بر آرزو مىكند و آرزو اشعار بر محال بودن تحقق آن آرزو دارد . و ظاهرا حرف ( با ) در جمله « بكفرهم » براى سببيت است ، نه براى آلت ، براى اين كه كفر صفتى است كه ممكن است به وسيله ايمان زايل گردد ، و بنا بر اين كفر بدان جهت كه كفر است مستوجب لعنتى كه ايمان را محال سازد نيست ، و چنان نيست كه بطور قاطع از ايمان جلوگيرى كند . بله كفر آنان بطورى كه در آخر سوره آن را شرح داده سبب لعنت هست ، اما لعنتى كه ايمان را محال نمىسازد ، ممكن است افراد انگشتشمارى ايمان بياورند ( دقت بفرمائيد ) .
هامش
( 1 ) و چون تجارتى يا لهوى ببينند سويش متفرق مىشوند ، و تو را كه ايستاده خطبه مىخوانى رها مىكنند ، بگو آنچه نزد خدا است بهتر است از لهو و تجارت و خدا بهترين رازقان است . سوره جمعه آيه 11 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 581 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى