تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
مجذوبش شود ، كه چه حرفهاى درستى مىزنند ، و ليكن - بدانيد - كه قصدى جز گمراه كردن شما از صراط مستقيم ندارند ، دليلش هم خيلى روشن است ، و آن اين است كه خودشان از صراط مستقيم منحرفند و ضلالت را براى خود انتخاب كرده‌اند ، و خداى عز و جل دشمنان شما را بهتر از خود شما مىشناسد ، پس به هوش باشيد ، كه يهود دشمنان شمايند ، فريب آنچه از حالات آنها مىبينيد نخوريد ، زنهار زنهار كه آنان را در پيشنهادهايى كه مىكنند اطاعت مكنيد ، و به سخنان زيبا و فريبنده شان گوش ندهيد ، به خيال اين كه واقعا دوست و خيرخواه شمايند ، از سوى ديگر شما چه حاجتى به ولايت دروغين و دوستى كاذب آنان داريد ، با اين كه خداى تعالى براى ولايت و يارى شما كافى است ، و با ولايت و يارى خدا چه حاجت به ولايت و يارى آنان ؟ .
* ( « مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه ) * . . . * ( فِي الدِّينِ » ) * كلمه : ( من ) در جمله * ( ( مِنَ الَّذِينَ . . . ) ) * بيانيه است ، مىخواهد جمله : * ( « الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ » ) * را كه در آيه قبلى بود ، و يا كلمه : ( باعدائكم ) را بيان كند ، البته بسا باشد كه گفته باشند جمله : * ( « مِنَ الَّذِينَ هادُوا » ) * بر سر هم خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده ، و جمله : * ( « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ » ) * همان محذوف را توصيف مىكند ، و تقدير آيه چنين است : « من الذين هادوا قوم يحرفون . . . » ( يعنى بعضى از يهوديان قومى هستند كه چنين و چنان مىكنند ) . و گفتار خود را تاييد كرده باشند ، به اين كه حذف موصوف در كلام عرب شايع است ، مانند شعر ذو الرمه كه گفته است :
فظلوا و منهم دمعه سابق له و آخر يشنى دمعه العين بالمهل
« كارشان به جايى رسيد كه بعضى از شدت اندوه جلو اشك خود را نتوانستند بگيرند . . . » كه گفته‌اند كه در اين شعر موصوف حذف شده ، تقدير كلام - در صورتى كه شعر حكايت حال جمعيتى باشد - « و منهم قوم دمعه سابق له . . . » است ، - و در صورتى كه حكايت حال فردى بوده باشد - « و منهم من دمعه سابق له . . . » است . خداى تعالى اين طايفه از يهود را اينطور توصيف نموده ، كه كلمات كتاب خداى را تحريف مىكنند حال يا به اين كه جاى آنها را تغيير مىدهند ، و پس و پيش مىكنند ، و يا آنكه بعضى از كلمات را به كلى مىاندازند ، و يا به اين كه كلماتى از خود به كتاب خدا اضافه مىكنند ، هم چنان كه تورات موجود دچار چنين سرنوشتى شده ، يعنى بسيارى از مطالبش آسمانى نيست ، و يا به اين است كه آن چه از موسى و از ساير انبيا ( عليهم السلام ) در تورات آمده تفسيرش كرده‌اند به غير آن چه مقصود بوده ، معناى حقيقى آن را رها كرده معنايى تاويلى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 579 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى