را توصيف مىكرد فرمود : آن روز بر دهنها مهر مىزنند ، ديگر كسى سخن نمىگويد ، بلكه دستها به سخن در مىآيند ، پاها خود شهادت مىدهند ، پوستهاى بدن سخن مىگويند ، كه در دنيا چه كردند ، در نتيجه * ( « لا يَكْتُمُونَ اللَّه حَدِيثاً » ) * « 1 » هيچ كس نمىتواند جريانى را از خداى تعالى پنهان بدارد .
و اين توجه را داشته باش ، كه اخبار از طرق اهل سنت بسيار وارد شده ، كه مىگويند آيات در باره يهود نازل شده ، و گو اين كه اين آيات منتهى مىشود به آياتى كه متعرض حال اهل كتاب ، و مخصوصا يهود مىشود ، و در آن در باره بخل يهوديان ، و حرصشان در جمع مال ، و ذخيره كردن آن ، و نيز در باره وسوسه گرى در مؤمنين ، و تشويق آنان به بخل ، و خوددارى از انفاق در راه خدا ، و تفتين و خوار داشتن ايشان ، و خنثى نمودن زحمات رسول خدا ( ص ) ، سخن مىگويد ، و همين مؤيد روايات نامبرده است ، جز اينكه ، همين روايات به تطبيق شبيه تر است ، تا به شان نزول ، و هم چنان كه در غالب رواياتى كه در باره شان نزول وارد شده ، وضع همين طور است ، يعنى شخصى كه سخنش در روايت نقل شده به نظرش رسيده كه حادثه معينى از مصاديق فلان آيه است ، و يا فلان آيه با وضع قوم خاصى خيلى انطباق دارد ، و چون چنين بود متعرض آن روايات نشديم ، و با همه كثرتش از نقل آنها صرفنظر كرديم .
اين را هم بدان كه اخبار وارده از رسول خدا ( ص ) و اهل بيت او ( عليهم السلام ) در باره احسان به والدين و خويشاوندان و يتيمان و ساير طبقاتى كه نامشان در آيه شريفه آمده آن قدر زياد است كه از حوصله شمارش بيرون است ، علاوه بر اينكه نزد خوانندگان معروف و مشهور است ، و همين باعث شد از ايراد آن در اين جا صرف نظر نماييم ، چون هر يك از آن روايات در قرآن كريم موقع خاصى دارد ، و بهتر آن ديديم كه هر يك از آن روايات را در موقع مناسبش نقل كنيم .
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 242 حديث 133 .