رختخواب زن برود ، ولى پشت خود را به او كند ، و نيز در معناى ( زدن ) از آن جناب روايت كرده كه بايد با مسواك او را زد « 1 » .
و در كافى به سند خود از ابى بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير جمله : * ( « فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِه وَحَكَماً مِنْ أَهْلِها » ) * فرمود : اين دو حكم بايد با زن و شوهر شرط كنند ، كه هر حكمى كه كردند آن دو قبول كنند ، اگر حكم كردند كه بايد از هم جدا شوند ، بپذيرند ، و اگر حكم كردند كه بايد با هم باشند بپذيرند « 2 » .
مؤلف قدس سره : اين معنا و همچنين قريب به آن به چند طريق ديگر هم در كافى و هم در تفسير عياشى آمده است .
و در تفسير عياشى از ابن مسلم از امام باقر ( ع ) روايت آورده كه فرمود :
امير المؤمنين در مورد زنى كه به ازدواج مردى در آمده بود و مرد با او و كسان او شرط كرده بود كه اگر همسرى ديگر اختيار كند و از او كناره گيرى نمايد ، و يا كنيزى بر سرش بگيرد خود به خود طالق باشد ، چنين قضاوت كرد : كه شرط خدا قبل از شرط شما واجب الوفا است ، ( و خداى تعالى قبل از اينكه شما چنين شرطى بكنيد بر عموم امت شرط كرد كه مرد ، اختيار گرفتن چهار همسر را دارد ) بنا بر اين شوهر اگر خواست مىتواند به شرط خود وفا كند و اگر خواست مىتواند او را طلاق ندهد ، و همسر ديگرى نيز بگيرد ، و يا كنيزى اختيار كند ، و اگر او سر راهش را بگيرد ، شوهر مىتواند قهر كند ، و در بستر پشت به او بخوابد زيرا خداى تعالى فرموده : « فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ » ، و نيز در باره گرفتن كنيزان فرموده : احل لكم مما ملكت ايمانكم و در باره رابطه زناشويى فرموده : * ( « وَاللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ ، وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ ، وَاضْرِبُوهُنَّ ، فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيًّا كَبِيراً » ) * « 3 » .
و در الدر المنثور « 4 » است كه بيهقى از اسما بنت يزيد انصارى روايت كرده كه نزد رسول خدا ( ص ) شده در حالى كه آن جناب در بين اصحابش قرار داشت ، اسما عرضه داشت : پدر و مادرم فدايت باد ، من از طرف زنان خدمت شما آمدهام ، يا رسول اللَّه جانم به فدايت بدان كه هيچ زنى در شرق و غرب از آمدن من به نزد تو خبردار نشده ، مگر آن كه نظريه اش
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ج 2 ص 95 جزء 5 طبع بيروت .
( 2 ) فروع كافى ج 6 ص 146 حديث 3 .
( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 240 حديث 121 .
( 4 ) الدر المنثور ج 2 ص 153 .