تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
بلكه معناى قيمومت مرد اين است كه مرد به خاطر اين كه هزينه زندگى زن را از مال خودش مىپردازد ، تا از او استمتاع ببرد ، پس بر او نيز لازم است در تمامى آنچه مربوط به استمتاع و همخوابگى مرد مىشود او را اطاعت كند ، و نيز ناموس او را در غياب او حفظ كند ، و وقتى غايب است مرد بيگانه را در بستر او راه ندهد ، و آن بيگانه را از زيبائيهاى جسم خود كه مخصوص شوهر است تمتع ندهد و نيز در اموالى كه شوهرش در طرف ازدواج و اشتراك در زندگى خانوادگى به دست او سپرده و او را مسلط بر آن ساخته خيانت نكند . پس معناى آيه مورد بحث اين مىشود كه زنان مسلمان سزاوار است صفت صلاح را پيشه خود بسازند ، كه اگر چنين كنند قهرا قانتات خواهند بود ، يعنى همواره و دائما شوهران خود را در هر چه كه از ايشان بخواهند اطاعت خواهند كرد ، البته هر چيزى كه با تمتع شوهران ارتباط داشته باشد ، و واجب است بر آنان كه جانب خود را در همه چيزهايى كه متعلق حق شوهران است در غياب شوهران حفظ كنند . و اما جمله : * ( ( بِما حَفِظَ اللَّه ) ) * ظاهرا كلمه « ما » در آن مصدريه است و حرف ( با ) به اصطلاح باى آلت است ، و معناى جمله اين است كه زنان مطيع شوهران خويشند ، و حافظ غيب ايشانند ، به حفظى كه خدا از حقوق ايشان كرده ، چون قيمومت را براى آنان تشريع و اطاعتشان و حفظ غيبتشان را بر زنان واجب فرموده است . ممكن هم هست حرف ( با ) را براى مقابله بگيريم ، كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : واجب است بر زنان قنوت و حفظ الغيب شوهران ، در مقابل اين كه خداى تعالى حقوق آنان را حفظ نموده ، و آنان را - كه در جاهليت جزء انسانها به شمار نمىآمدند . داخل مجتمع بشرى نموده ، و در اين ظرف حقوقشان را احيا كرد ، و بر مردان واجب فرمود مهر و نفقه ايشان را بپردازند ، ولى معناى اول روشنتر است . البته در اين ميان معانى ديگرى از ناحيه مفسرين براى آيه شده ، كه ما از ذكر آنها صرفنظر كرديم ، چون آيه شريفه با هيچ يك از آنها مساعد نبود . * ( « وَاللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ » ) * كلمه « نشوز » به معناى عصيان و استكبار از اطاعت است ، و مراد از خوف نشوز اين است كه علائم آن به تدريج پيدا شود ، و معلوم گردد كه خانم مىخواهد ناسازگارى كند ، و اگر در جمله : « فعظوهن » فاى تفريع را آورد ، و موعظه را نتيجه ترس از نشوز ، قرار داد ، نه از خود نشوز ، شايد براى اين بوده كه رعايت حال موعظه را در بين علاجهاى سه گانه كرده باشد ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 545 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى