تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
فضلى و يا فضلهايى دارند ، خدا به آنان داده ، پس همو مىتواند به شما نيز بدهد ، و شما نيز از ديگران و حتى از آنهايى كه آرزوى برترىهايشان را داشتيد برتر شويد . خداى تعالى نام اين فضل را نبرده و آن را مبهم گذاشته ، نفرموده از خداى تعالى كدام فضل او را سؤال كنيد ، بلكه با آوردن لفظ ( من - از ) فرموده : از فضل او درخواست كنيد ، و
سربسته گفتن اين سخن دو فايده داده ، اول اين كه ادب دعا و درخواست بنده از خداى تعالى را به بندگان آموخته چون انسانى كه جاهل به خير و شر واقعى خويش است ، اگر بخواهد از پروردگارش كه عالم به حقيقت حال او است ، و حقيقت حال آنچه براى خلقش نافع است را مىداند ، و بر هر چيز توانا است ، چيزى درخواست كند جا دارد تنها خير خود را از او بخواهد و انگشت روى مصداق خير مگذارد ، و سخن به درازا نكشاند ، و راه رسيدن به آن را معين نكند ، زيرا بسيار ديده‌ايم كه شخصى نسبت به يك حاجت از حوايج خاصه اى از قبيل مال يا فرزند يا جاه و منزلت يا بهبودى و عافيت بى طاقت شده و در به دست آوردن محبوبش دست به دعا برداشته ، و هر وقت دعا مىكند جز بر آمدن آن حاجتش چيزى نخواسته ولى همين كه دعايش مستجاب و حاجتش داده شده آن وقت معلومش گشته كه هلاكت و خسرانش در همان بوده . فايده دوم اينكه اشاره كند به اينكه واجب است خواسته آدمى چيزى نباشد كه با حكمت الهيه منافات داشته باشد ، حكمتى كه در تكوين به كار برده ، و يا در تشريع ، پس بايد از آن فضل كه به ديگران اختصاص داده ، در خواست نكنند چون اگر فرضا مردان فضلى را كه خدا به زنان داده بخواهند ، يا زنان فضل مخصوص مردان را بخواهند ، و خداى تعالى هم به ايشان بدهد ، حكمتش باطل و احكام و قوانينى كه به مقتضاى حكمت تشريع فرموده فاسد مىشود ، ( دقت فرماييد ) . پس سزاوار اين است كه انسان وقتى از خداى تعالى حاجتى را مىخواهد ( كه سينه اش از نداشتن آن به تنگ آمده ) از خزينه غيب خدا بخواهد ، نه اينكه از دارندگان آن بگيرد ، و به او بدهد ، و وقتى هم از خزينه غيب او مىخواهد رعايت ادب را نموده خداى تعالى را علم نياموزد ، زيرا خدا عالم به حال او است ، و مىداند كه راه رسيدن به حاجتش چيست ، پس بايد اينطور درخواست كند : كه پروردگارا حاجت مرا به آن مقدار و آن طريقى كه خودت مىدانى خير من در آن است بر آورده بفرما . و اما اينكه در آخر آيه فرمود : * ( « إِنَّ اللَّه كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً » ) * براى اين بود كه نهى در اول آيه را تعليل نموده ، بفهماند اگر گفتيم شما آنچه را كه خداى تعالى به ديگران داده تمنا نكنيد ، علتش اين است كه خداى تعالى به همه چيز دانا است ، و راه مصلحت هر كسى را مىداند ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 536 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى