و از قذارت بعد ، و ظلمت جهل ، رها گردد هم چنان كه براى هر معصيتى تاثير بدى در نفس هست ، كه باعث انحطاط مقام او و سقوطش در جهنم بعد و ظلمت جهل خواهد بود .
با در نظر داشتن اين حقيقت اگر انسان يك يا چند گناه مرتكب شود ، در حالى كه قبلا با اعمال نيك و اطاعت خداى تعالى نور و صفايى براى دلش كسب كرده بود ، قهرا اين نور طاعت با ظلمت معصيت تصادم و معارضه مىكند ، اگر ظلمت معصيت غلبه كند و و بال آن بتواند نور اطاعت را از بين ببرد ، آن معصيت كبيره است ، و اگر نور و صفاى اطاعت بر ظلمت حاصل از گناه غلبه كند ، قهرا آن ظلمت را از بين مىبرد ، و پليدى گناه را از صفحه دل مىشويد ، البته معادل آن از نور خودش نيز كم مىشود ، و آنچه باقى مىماند به مقدارى كه هست دل را نور و صفا مىبخشد ، اين است معناى تحابط و همين معنا عينا آن تكفيرى است كه آيه 31 سوره نساء از آن خبر مىدهد و اين گونه گناهان صغيرهاند .
و اما اينكه حسنه و سيئه برابر باشند ، و به كلى يكديگر را خنثى كنند ، هر چند كه از نظر عقل احتمال صحيحى است ، و لازمه اش اين است كه بتوانيم يك انسانى فرض كنيم كه نه اطاعت دارد و نه معصيت ، نه نور در دلش باشد و نه ظلمت ، و ليكن آيه شريفه : « فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ » ( مردم دو دستهاند يك دسته در بهشت و دسته اى ديگر در آتشند ) چنين چيزى را نفى مىكند ، اين بود خلاصه گفتار غزالى .
فخر رازى بعد از نقل اين نظريه آن را رد مىكند ، به اينكه اين نظريه مبتنى است بر اصول مذهب معتزله كه از نظر ما باطل است ، صاحب المنار بعد از نقل گفتار اين دو دانشمند ، شديدا به فخر رازى حمله نموده چنين مىگويد :
اگر در قرآن كريم اين معنا ( يعنى دو قسم بودن گناهان فى نفسه و صرفنظر از مساله طغيان ) صريحا آمده باشد ، آيا باز هم معقول است كه ابن عباس آن را منكر شود ؟ نه ، هرگز ، بلكه عبد الرزاق از او روايت كرده كه در پاسخ كسى كه پرسيده بود آيا گناهان كبيره هفت است ؟ پاسخ داده كه به هفتاد نزديكتر است ، از سعيد بن جبير نيز روايت شده كه گفته است :
گناهان كبيره به هفتصد نزديكتر است ، و انكار دو قسم بودن گناهان به اشعريها نسبت داده شده است « 1 » .
و گويا آن عده از ايشان كه منكر دو قسم بودن ( يعنى صغيره و كبيره بودن ) گناهان شدهاند منظورشان اين بوده كه به اين وسيله با معتزله مخالفت كرده باشند ، هر چند كه ظاهر گفتارشان مرادشان نباشد و اگر از ايشان بپرسى كه اين چه سخنى است كه شما گفتهايد ؟ آن را تاويل كنند ، هم چنان كه از كلام ابن فورك همين معنا بر مىآيد ، او گفتار اشعريها را اين طور توجيه كرده : كه مىخواهند بگويند معاصى خدا همه اش كبيره است ، و اگر به بعضى از
هامش
( 1 ) تفسير المنار ج 5 ص 49 .