تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
كند ، مثل اينكه دسترسى به زن نامحرمى پيدا كرده ، و مىتواند بدون هيچ نگرانى با او زنا كند ، ولى جلو هواى نفس خود را بگيرد ، و تنها به نظر و دستمالى اكتفاء كند ، در اين گونه موارد آن مجاهده با نفس اثرش در نورانى كردن قلب بيشتر از اثر سويى است كه نظر و يا لمس در قلب مىگذارد ، و معناى تكفير سيئات اين است و اما اگر اين شخص أخته و يا عنين باشد ، و اصلا آلت تناسليش نعوظ نكند ، و يا موانعى پيش بيايد ، و نگذارد او به عمل جماع مشغول شود ، و يا حتى ترس از آخرت نگذارد آلت او نعوظ كند ، چنين اجتنابى ( صرفنظر از اينكه اصلا اجتناب نيست ) صلاحيت براى تكفير نظر و لمس و يا مقدمات جماع از قبيل رقص و آوازه خوانى را ندارد ، بلكه كسى كه ميل نوشيدن شراب و شنيدن آهنگهاى تار را دارد ، ولى با مجاهده جلوى هواى نفس خود را مىگيرد ، شراب را به آسمان مىپاشد ، و تنها به شنيدن موسيقى اكتفاء مىكند اين جهاد با نفسش چه بسا ظلمت و اثر سويى كه از ناحيه صداى موسيقى بر دلش افتاده را از دل او محو كند ، پس همه اينها احكامى است اخروى كه در آخرت به حسابش رسيده مىشود ، اين بود گفتار غزالى « 1 » . وى در جايى ديگر مىگويد : هر ظلمتى كه بر صفحه دل نشيند ديگر بر طرف نمىشود ، مگر به وسيله حسنه اى كه ضد آن باشد ، نه هر حسنه ، و حسنات و سيئات متضاد آنهايى هستند كه با يكديگر تناسب دارند ، و بدين جهت سزاوار است كه مسلمان هر گناهى را كه مىكند ، به وسيله حسنه اى از جنس آن آن را زايل كند تا با آن مبارزه كرده باشد ، چون سفيدى به وسيله سياهى از بين مىرود نه به وسيله حرارت و برودت ، و رعايت اين تدريج و تحقيق از لطايفى است در طريقه محو ، چون اميد موفقيت با رعايت آن بيشتر ، و اطمينانآورتر از اين است كه براى محو گناهان تنها بر يك نوع عبادت تكيه كند هر چند كه آن نيز در محو گناهان مؤثر است « 2 » . خواننده عزيز از اين گفتار غزالى به طورى كه ملاحظه كرديد چنين بر مىآيد كه محو كننده سيئات ، اجتناب و خوددارى از كباير است ، با اين كه لازمه سخن اولش همانطور كه در اشكال سوم ما بيانش گذشت اين بود كه اجتناب و خوددارى لازم نبوده ، بلكه نبود گناه كافى است ، هر چند كه اين نبود به خاطر نداشتن قدرت باشد . پس هيچ يك از اين وجوه چندگانه چنگى به دل نزد ، و كلام جامعى كه ممكن است با استفاده از ظواهر آيات كريمه قرآن در اين باره گفته شود اين است كه مساله كسر و انكسار و معارضه حسنات با سيئات ، و بالعكس اجمالا مسلم است ، اما اينكه هر سيئه اى در هر حسنه اى و به عكس هر حسنه اى در هر سيئه اى تاثير بگذارد ، آن را ناقص يا به كلى از بين ببرد هيچ
هامش
( 1 ) احياء العلوم غزالى جزء 11 ص 177 . ( 2 ) احياء العلوم غزالى جزء 11 ص 200 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 523 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى