عارضى هستند ، و به خاطر عروضشان بر يك معصيت كوچك آن را كبيره و هلاكآور مىسازد .
5 - بعضى ديگر گفتهاند : گناه كبيره آن گناهى است كه آيات يك سوره از اولش تا تمامى سى آيه در باره آن سخن گفته باشد .
مثل اينكه منظور اين شخص اين است كه آيه شريفه مورد بحث به گناهانى اشاره دارد ، كه در آيات سابق خاطر نشان شده مانند قطع رحم و خوردن مال يتيم ، و زنا ، و امثال آن .
اشكال اين وجه اين است كه با اطلاق آيه مورد بحث منافات دارد .
6 - بعضى ديگر گفتهاند هر عملى كه خداى تعالى از آن نهى كرده ارتكابش گناه كبيره است .
اين قول را به ابن عباس نسبت دادهاند ، و شايد منظورش اين بوده كه مخالفت خداى تعالى امرى عظيم است ، اين وجه نيز صحيح نيست ، زيرا توجه فرموديد كه گفتيم گناهان از نظر مقايسه بين يكديگر به دو قسم كبيره و صغيره منقسم مىشود ، نه نظر به اين كه مخالفت خداى تعالى است ، سخن ابن عباس اساسش قياس عمل انسان و مخالفت او كه يكى از مخلوقات خداى تعالى است به خداى تعالى مىباشد ، كه رب همه مخلوقات است ، البته ممكن است بعضىها اين قول را بپسندند به توهم اينكه اضافه در جمله : « * ( كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْه . . . ) * » اضافه بيانى است ، در حالى كه اين توهم فاسد است ، زيرا اگر اضافه بيانى باشد برگشت معنا به اين مىشود كه بگوييم : ( اگر از همه معاصى اجتناب كنيد ما سيئات شما را تكفير مىكنيم ) ، و اين غلط است ، براى اينكه بعد از اجتناب از همه معاصى ديگر سيئه اى باقى نمىماند ، و اگر منظور از بيانى بودن اضافه اين باشد كه گناهانى كه مؤمنين قبل از نزول آيه داشتهاند تكفير مىشود ، آن وقت آيه شريفه مختص مىشود به كسانى كه هنگام نزول آيه حاضر بودهاند ، و آيه شريفه شامل حال گذشتگان و آيندگان نشود ، و اين خلاف عموميتى است كه از ظاهر آيه استفاده مىشود ، و اگر هم چنان عموميت آيه محفوظ بماند برگشت معنا به اين مىشود كه شما مؤمنين اگر تصميم بگيريد از همه معاصى اجتناب كنيد ، و علاوه بر تصميم اجتناب هم بكنيد ، ما سيئات سابق شما را تكفير مىكنيم .
و اين معنايى است كه مصداقش بسيار نادر است ، و يا اصلا مصداقى ندارد ، و كلام خدا را نمىتوان به چنين معنايى حمل كرد .
آرى نوع انسان خالى از سيئه نيست ، مگر افراد انگشتشمارى كه از ناحيه خداى تعالى داراى عصمت باشند ( دقت بفرماييد ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 517
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١٧