همان گناه اغماض نموده ، شما را به خاطر آن باز خواست نمىكنيم .
ليكن اين وجه نيز باطل است ، براى اين كه از آن بر آمد كه وقتى گناهى از گناهان در حال ارتكاب با طغيان بر خداى سبحان توأم باشد ، آن گناه كبيره مىشود ، و لازمه اين سخن آن نيست كه پس هيچ عمل زشتى به خودى خود و بدون عنوان طغيان ، كبيره نيست ، به شهادت اينكه زناى با محارم نسبت به زناى با زن اجنبى ، و نيز كشتن يك انسان بىگناه نسبت به زدن يك انسان ، كبيرهاند ، چه اينكه توأم با طغيان بر خدا باشد و چه نباشد ، بله در هر جا كه اين عناوين مهلكه نيز در كار باشد البته زشتى گناه بيشتر مىشود ، و آن معصيت كبيره تر مىگردد ، چون معلوم است كه زنا از كسى كه دچار طغيان شهوت و غلبه جهالت گشته با زناى كسى كه آن را مباح دانسته و اعتنايى به حكم خدا ندارد برابر نيست .
علاوه بر اين كه اين معنا كه ( اگر از هر گناهى كبيره اش را اجتناب كنيد ، ما صغيره اش را از شما مىبخشيم ، و تكفير مىكنيم ) ، معناى ركيكى است كه نمىتوان آن را بر آيه : * ( « إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْه نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ . . . » ) * ، تحميل كرد ، چون سياقى كه دارد براى كسى كه كمترين انسى با اساليب كلام دارد پوشيده نيست كه چنين معنايى را تحمل نمىكند .
9 - نظريه اى است كه ظاهر كلام غزالى ( آن طور كه فخر رازى در تفسيرش از كتاب منتخبات احياء العلوم نقل كرده ) بر مىآيد وى در جمع بين همه اقوال و نظريه ها گفته : بين گناهان وقتى با يكديگر مقايسه شوند فرق هست ، بعضى كبيره است ، و بعضى صغيره ، مثلا زنا ( آن هم با محرم خود ) در مقايسه با نظر كردن به زن اجنبى كبيره است اين از نظر مقايسه بين خود گناهان ، از يك نظر ديگر نيز ممكن است گناهى كه در اصل كبيره نبوده كبيره شود ، مانند اصرار بر صغيره كه در عين اينكه خود گناه صغيره است ، اصرار بر آن كبيره اش مىكند « 1 » .
پس با اين بيان روشن مىشود كه گناهان يعنى خود اعمال و جرم آنها به حسب مقايسه بين خود آنها منقسم به دو قسم كبيره و صغيره مىشود ، و همين اعمال از نظر آثار سويى كه به دنبال دارد ، يعنى از نظر عذاب و بىاثر كردن اعمال نيك و يا ناقص كردن آن آثار هر دو قسم منقسم مىشوند ، بعضى از گناهان كفه آثار سوئشان بر كفه آثار نيك اعمال خير مىچربد ، و به كلى آثار نيك آن اعمال را از بين مىبرد ، و بعضى ديگر آن قدر سنگين نيست بلكه تنها مىتواند مقدارى از اثر نيك اعمال خير را بكاهد ، به طورى كه اگر بعد از گناه عمل خير ديگرى كه ثوابش برابر اثر سوء آن گناه باشد به جاى آورده شود ، دوباره نقص وارده جبران مىشود .
آرى براى هر اطاعتى اثر نيكى در نفس هست ، كه باعث مىشود مقام نفس بالا رود ،
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ج 10 ص 75 .