تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
مىگرداند نخست حالتى اول به آن مىدهد بعد به حالت دوم و از آن حالت به حالت سوم در مىآورد و همچنين اشيا را از پشت سر به پيش مىراند . و همانطور كه گفتيم مقدرات اشيا را به پيش مىراند ، همچنين اجلها نيز دست در اين كارند ، ( اجلها كه آخرين مرحله و نقطه نهايى وجود هر چيز است ) نيز موجود را از جلو به سوى خود مىكشد ، اين معنايى است كه از آيه زير به خوبى استفاده مىشود : « ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى ، وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ » چون اين آيه بطورى كه ملاحظه كرديد اشيا را مرتبط و بسته به غايات آن ( كه همان اجلهاى آنها است ) مىداند ، و معلوم است كه دو چيز وقتى به هم مرتبط باشند و يكى از ديگرى قوىتر باشد ، آن قوى طرف ضعيف را به سوى خود مىكشد ، و چون اجلها امورى ثابت و لايتغيرند ، پس هر موجودى را از جلو به سوى خود مىكشند چون گفتيم ثابت هستند و در نتيجه قوىترند .
پس اشيا همه را در احاطه قواى الهيه قرار دارند قوه اى از پشت سر آنها را به سوى نقطه نهايىشان هل مىدهد ، و قوه اى كه از جلو آنها را به همان نقطه جذب مىكند ، و قوه اى همراه آن است كه تربيتش مىكند ، اينها سه قوه اصلى است كه قرآن كريم آنها را اثبات مىكند ، غير آن قوايى كه حافظ و رقيب و قرين موجودات است نظير ملائكه و شياطين و غير آنها . مطلب ديگر اينكه ما بعضى از تصرفات در موجود را كه هدفى در آن دنبال مىشود ولى خود آن موجود آن هدف را تشخيص نمىدهد و نمىفهمد ( كه آيا صلاحيت اين تصرف را دارد يا ندارد ؟ ) امتحان مىناميم ، چون خود ما هم اين گونه تصرفات را در اشياى ديگر مىكنيم ، وقتى حال چيزى برايمان مجهول است ، و نمىدانيم آيا صلاحيت فلان امر را دارد يا ندارد ، و يا از باطن امرش خبر داريم ليكن مىخواهيم اين باطن را ظاهر سازيم ، كارهايى با آن چيز مىكنيم كه اين منظور ما را دست مىدهد ، و مىفهميم آيا توانايى قبول اين گونه تصرفات را دارد يا ندارد ، و آن را از خود دفع مىكند ، و اين عمل خود را « امتحان » يا « اختيار » و يا « استعلام » مىناميم ، و يا مىگوئيم اين جنس استاندارد شده است . و اين معنا به خودى خود با تصرفات الهى در مورد بندگانش منطبق است ، آزمايشگر و متصرف خدا و جنسى كه مىخواهد آزمايشش كند انسان ، و تصرفات آزمايشى او شرايع و حوادث است كه با اين شرايع و حوادث حال انسانها را بالنسبه به آن مقصدى كه دعوت دينى
هامش
( 1 ) ما آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است جز به حق نيافريده‌ايم ، و جز براى مدتى تعيين شده از پيش ايجاد نكرديم ، ولى كسانى كه كافر شدند از آن چه انذار و تحذير مىشوند روى گردانند . « احقاف : آيه 3 »
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 51 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى