زودى در سوره اعراف مىآيد .
و اما مؤمنى كه ايمان در دلش رسوخ كرده ، آن چه از اطاعتها و عبادتها كه مىكند ، و نيز آنچه از حوادثى كه برايش پيش مىآيد و در آن حوادث ايمان نهفته در باطنش به ظهور مىرسد وقتى به خداى سبحان نسبت داده شود نامش توفيق و ولايت الهيه و هدايت به معناى اخص است ، چون به نوعى با آن وضع انطباق دارد ، و خداى تعالى در اين باره فرموده : « وَاللَّه يُؤَيِّدُ بِنَصْرِه مَنْ يَشاءُ » « 1 » .
« وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ » « 2 » .
« اللَّه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » « 3 » .
« يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ » « 4 » .
« أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ » « 5 » .
و اگر همين جريان به ملائكه نسبت داده شود تاييد و استوار آنان ناميده مىشود ، هم چنان كه اين تعبير را در آيه زير آورده و فرموده : « أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه » « 6 » .
مطلب ديگر اينكه همانطور كه هدايت عامه الهيه همراه با تمامى كائنات است ، و هر موجودى را از به دو وجودش تا آخرين لحظه هستيش ما دام كه در طريق رجوع به سوى خداى سبحان است از آن جدا شدنى نيست ، همچنين تقديرات الهى از پشت سر آن را به سوى اين هدف ميراند ، هم چنان كه آيه زير اين معنا را روشن كرده و مىرساند : « وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى » « 7 » ، چون مقدراتى كه علل و اسباب ، محيط به هستى آن موجود است ، آن را از حالى به حالى بر
هامش
( 1 ) خداى تعالى با نصرت خود هر كه را بخواهد تاييد مىكند « آل عمران : 13 » .
( 2 ) خدا سرپرست مؤمنين است « آل عمران : 68 » .
( 3 ) خدا است ولى كسانى كه ايمان آوردهاند ، ايشان را از ظلمتها به سوى نور خارج مىكند .
« سوره بقره : 257 » .
( 4 ) پروردگارشان ايشان را به ايمانشان هدايت مىكند . « يونس : 9 » .
( 5 ) آيا كسى كه مرده بود ، و ما او را زنده كرده برايش نورى قرار داديم ، كه با آن در مردم مشى مىكند . . . « انعام : 122 » .
( 6 ) اين گونه افراد خداى تعالى ايمان را در دلهايشان نوشته و با روحى از خود تاييدشان كرده است .
« مجادله : 22 » .
( 7 ) « سوره اعلى آيه 3 » .