و انسان با اينكه به سنت نكاح اذعان و اعتقاد دارد ، و با اينكه فطرتش او را به داشتن حد و مرزى در شهوترانى محكوم مىكند ، در عين حال طبع و شهوت او نمىگذارد نسبت به نكاح پاى بند باشد ، و مثلا به خواهر و مادر خود و يا به زن اجنبى و غيره دست درازى نكند ، و يا زن به پدر و برادر و فرزند خود طمع نبندد ، به شهادت اينكه تاريخ ازدواج مردان با مادران و خواهران و دختران و از اين قبيل را در امتهاى بسيار بزرگ و مترقى ( و البته منحط از نظر اخلاقى ) ثبت كرده اخبار امروز نيز از تحقق زنا و گسترش آن در ملل متمدن امروز خبر مىدهد ، آن هم زناى با خواهر و برادر و پدر و دختر و از اين قبيل .
آرى طغيان شهوت ، سركشتر از آن است كه حكم فطرت و عقل و يا رسوم و سنن اجتماعى بتواند آن را مهار كند ، و آنهايى هم كه با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج نمىكنند ، نه از اين بابت است كه حكم فطرت به تنهايى مانعشان شده ، بلكه از اين جهت است كه سنت قومى ، سنتى كه از نياكان به ارث بردهاند چنين اجازه اى به آنان نمىدهد .
و خواننده عزيز اگر بين قوانينى كه در اسلام براى تنظيم امر ازدواج تشريع شده و ساير قوانين و سننى كه در دنيا داير و مطرح است مقايسه كند ، و با ديد انصاف در آنها دقت نمايد ، خواهد ديد كه قانون اسلام دقيقترين قانون است ، و نسبت به تمامى شؤون احتياط در حفظ انساب و ساير مصالح بشرى و فطرى ، ضمانت بيشترى دارد ، و نيز خواهد ديد كه آنچه قانون در امر نكاح و ملحقات آن تشريع كرده ، برگشت همه اش به دو چيز است : حفظ انساب ، يا بستن باب زنا .
پس از ميان همه زنانى كه ازدواج با آنان حرام شده ، يك طايفه به خاطر حفظ انساب به طور مستقيم تحريم شده ، و آن ازدواج ( يا همخوابگى و يا زناى ) زنان شوهردار است ، كه به همين ملاحظه فلسفه حرمت ازدواج يك زن با چند مرد نيز روشن مىشود ، چون اگر زنى در يك زمان چند شوهر داشته باشد نطفه آنها در رحم وى مخلوط گشته ، فرزندى كه به دنيا مىآيد معلوم نمىشود فرزند كدام شوهر است ، هم چنان كه فلسفه عده طلاق و اينكه زن مطلقه بايد قبل از اختيار همسر جديد سه حيض عده نگه دارد ، روشن مىشود ، كه به خاطر در هم و بر هم نشدن نطفه ها است .
و اما بقيه طوايفى كه ازدواج با آنها حرام شده يعنى همان چهارده صنفى كه در آيات تحريم آمده ملاك در حرمت ازدواجشان تنها سد باب زنا است ، زيرا انسان از اين نظر كه فردى از مجتمع خانواده است بيشتر تماس و سر و كارش با همين چهارده صنف است ، و اگر ازدواج با اينها تحريم نشده بود ، كدام پهلوانى بود كه بتواند خود را از زناى با آنها نگه بدارد ، با اينكه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 495
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩٥