تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
چند كه زنان جهاز ديگرى اضافه بر مردان در جسم و در روحشان دارند ، در جسمشان جهاز شير دادن ، و در روحشان عواطف فطرى ملايم و اين بدان جهت است كه تحمل مشقت اداره و تربيت فرزند برايشان شيرين شود . علاوه بر آنچه گفته شد چيز ديگرى در نهاد بشر نهفته شده كه او را به سوى محبت و علاقمندى به اولاد مىكشاند ، و اين حكم تكوينى را به وى مىقبولاند كه انسان با بقاى نسلش باقى است ، و باورش مىدهد كه زن براى مرد ، و مرد براى زن مايه سكونت و آرامش است ، و وادارش مىسازد كه بعد از احترام نهادن به اصل مالكيت و اختصاص ، اصل وراثت را محترم بشمارد ، و مساله تاسيس خانه و خانواده را امرى مقدس بشمارد . و مجتمعاتى كه اين اصول و اين احكام فطرى را تا حدودى محترم مىشمارند ، چاره اى جز اين ندارند ، كه سنت نكاح و ازدواج اختصاصى را به وجهى از وجوه بپذيرد ، به اين معنا كه پذيرفته‌اند كه نبايد مردان و زنان طورى با هم آميزش كنند كه انساب و شجره دودمان آنها در هم و بر هم شود ، و خلاصه بايد طورى به هم درآميزند كه هر كس معلوم شود پدرش كيست ، هر چند كه فرض كنيم بشر بتواند - به وسائل طبى از مضرات زنا يعنى فساد بهداشت عمومى و تباهى نيروى توالد جلوگيرى كند ، و خلاصه كلام اينكه اگر جوامع بشرى ملتزم به ازدواج شده‌اند به خاطر حفظ انساب است هر چند كه زنا ، هم انساب را در هم و بر هم مىكند ، و هم انسانها را به بيمارىهاى مقاربتى مبتلا مىسازد و گاهى نسل آدمى را قطع مىكند ، و در اثر زنا مردان و زنانى عقيم مىگردند . اينها اصول معتبره اى است كه همه امتها آن را محترم شمرده و كم و بيش در بين خود اجرا مىكردند ، حال يا يك زن را به يك مرد اختصاص مىدادند ، و يا بيشتر از يكى را هم تجويز مىكردند ، و يا به عكس يك مرد را به يك زن و يا چند مرد را به يك زن و يا چند مرد را به چند زن ، بر حسب اختلافى كه در سنن امتها بوده ، چون به هر تقدير خاصيت نكاح را كه همانا نوعى همزيستى و ملازمت بين زن و شوهر است محترم مىشمردند . بنا بر اين پس فحشا و سفاح كه باعث قطع نسل و فساد انساب است از اولين امورى است كه فطرت بشر كه حكم به نكاح مىكند با آن مخالف است و لذا آثار تنفر از آن همواره در بين امتهاى مختلف و مجتمعات گوناگون ديده مىشود ، حتى امتهايى كه در آميزش زن و مردش آزادى كامل دارد ، و ارتباطهاى عاشقانه و شهوانى را زشت نمىداند ، از اين عمل خود وحشت دارد ، و مىبينيد كه براى خود قوانينى درست كرده‌اند ، كه در سايه آن ، احكام انساب را به وجهى حفظ نمايند .