با در نظر گرفتن اين كه آيه شريفه در مكه نازل شده ، ديگر جايى براى تحريم تدريجى چنانى باقى نمىماند ، و همچنين آيه : « قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ » « 1 » كه در مكه نازل شده ، و آيه : « وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ، إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ، فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ » « 2 » كه هر دو سوره در مكه نازل شده ، و اين آيات طبق گفته اين شخص متعه را مثل ساير اقسام زنا تحريم كرده .
پس تمامى آياتى كه از زنا نهى مىكند و هر فاحشه را تحريم مىنمايد ، اينها بود كه ديديد و همه آنها در مكه نازل شدهاند ، و بطور صريح و روشن زنا را تحريم كردهاند ، پس آن تحريم تدريجى كجا است ؟ نكند منظورش اين باشد كه بگويد - هم چنان كه لازم صريح گفتارش كه گفت ( آيات مؤمنون دلالت بر حرمت متعه دارد ) اين است كه خداى تعالى متعه را يكباره و قطعى تحريم كرده باشد ، - نه به تدريج - ، و با اين حال رسول خدا ( ص ) عملا منع خدا را به تدريج يعنى بعد از چند بار رخصت به مردم رسانيده ، و به خاطر اينكه مردم آن را بهتر بپذيرند مداهنه و سستى كرده باشد ، با اينكه خداى تعالى عينا در باره همين صفت يعنى مداهنه كردن با مردم تشديد كرده ، و فرموده بود : « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا ( 73 ) وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا ( 74 ) إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً » « 3 » ، و ثالثا اين ترخيصى كه شما به رسول خدا ( ص ) نسبت مىدهيد ( كه هر چند يك بار در باره متعه كرد ) به چه معنا بوده ، آيا حليت آن را از پيش خود و بدون دستور خداى تعالى تشريع كرده ، يعنى قانونا آن را حلال دانسته ؟ كه فرض شما اين است كه متعه زنا است و فاحشه است ، و معناى حلال كردن زنا مخالفت صريح آن جناب ، با خداى تعالى است ، و حال آنكه او ( كه صلوات خدا بر او باد ) معصوم به عصمت خدايى بوده و اگر با دستور خداى تعالى تشريع كرد ، معنايش اين است كه خدا امر به فحشا كرده باشد ، و حال آنكه
هامش
( 1 ) بگو پروردگار من تنها از اعمال زشت و فاحش نهى مىكند ، چه علنى آن و چه نهانيش « سوره اعراف آيه 33 »
( 2 ) سوره مؤمنون آيه : 5 - 6 - 7 .
( 3 ) و اگر كفار تو را از آنچه ، وحيت كردهايم منحرف سازند ( كه البته مىخواهند بسازند ) - تا غير آن را به ما افترا ببندى ، آن وقت تو را دوست خود خواهند گرفت ، و ما اگر ثبات قدم و استوارى به تو نداده بوديم ، چيزى نمانده بود كه به تدريج به آنان ركون و تكيه كنى ، و اگر مىكردى در زندگى و مرگ زبونى را به تو مىچشانديم ، و آن وقت بود كه مىديدى هيچ ياورى عليه ما ندارى « سوره اسرى آيه : 73 - 75 » .