براى اصحابش مباح كرد و سپس از آن نهى فرمود ، و دوباره در يك و يا دو نوبت تجويز كرد ، و در آخر براى هميشه از آن نهى فرمود .
و نيز دلالت مىكند بر اينكه آنجا كه تجويز كرد براى اين بود كه اطلاع يافت از اينكه اجتناب از زنا براى اصحاب بسيار دشوار است ، چون از همسرانشان دور افتادهاند ، معلوم مىشود تجويز متعه ، تجويز زنايى خفيف بوده ، زيرا هر چه باشد در متعه عقدى خوانده مىشود ، اين كجا كه مرد گرفتار عزوبت ، زنى بىمانع را براى مدتى موقت نكاح كند و هم چنان با او سر ببرد ، تا مدتش سر آيد ، و آن كجا كه مرتكب زنا شود و امروز با يك زن و فردا با زنى ديگر و هر روز با هر زنى كه بتواند او را به سوى خود جلب نمايد جمع شود ؟ البته زناى اول خفيفتر است .
مؤلف قدس سره : البته اينكه گفته از مجموع روايات بر مىآيد كه رسول خدا ( ص ) متعه را در بعضى از جنگها تجويز كرده ، و سپس از آن نهى ، و دو نوبت يا يك نوبت ديگر ترخيص نموده ، و در آخر براى هميشه تحريم كرده ، با رواياتى كه از نظر خواننده گذشت ( صرف نظر از اختلافى كه در آنها هست ) تطبيق نمىكند ، خواننده عزيز مىتواند يك بار ديگر به اين روايات كه بيشترش را نقل كرديم مراجعه كند ، آن وقت خواهد ديد كه مجموع روايات ، گفتار اين مفسر را كلمه به كلمه تكذيب مىكند ، ( زيرا اولا رسول خدا « ص » ، تجويز نكرد ، بلكه قرآن كريم آن را تجويز كرد ، و ثانيا تجويز ، منحصر در جنگ نبود ، به شهادت اينكه زبير بن عوام دختر ابى بكر را در جنگ متعه نكرد ، و ثالثا نه تنها در چند نوبت از آن نهى نفرمود ، بلكه هيچ نهيى از آن جناب در باب متعه صادر نشد ، و همه روايات ، و محدثين اتفاق دارند كه نهى تنها از ناحيه عمر بود تا چه رسد به اينكه گفت در آخر براى هميشه آن را تحريم كرد . و رابعا كلام عمر بن خطاب ادعاى اين مفسر را تكذيب مىكند چون عمده دليل آقايان گفتار عمر است و عمر در گفتار خود اعتراف كرده كه ، متعه در زمان رسول خدا ( ص ) حلال بوده ) « مترجم » .
آن گاه مىگويد ، اهل سنت معتقد است كه متعه يك بار و يا دو بار تجويز شد ، به طورى كه ذهن مردم آماده منع تدريجى آن بشود و در آخر يك سره منع شد اما اين منع تدريجى تفاوت زيادى با منع قطعى از زنا نداشته همانطور كه شرب خمر به تدريج تحريم شد ، چون دو عمل فاحشه يعنى شرب خمر و زنا در جاهليت شايع بود ، چيزى كه هست زنا در بين كنيزان شايع بود ، و متعه در بين زنان آزاد رايج .
مؤلف قدس سره : اما اينكه گفته منع در متعه به تدريج صورت گرفته ( البته تدريجى كه قريب به منع قطعى از زنا بود ) ، حاصل گفتارش اين است كه متعه در نظر مردم آن روز نوعى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٨٤