* ( « وَيَمْحَقَ الْكافِرِينَ » ) * همه در يك نسق ، و در مقام تعليل مىباشند كه به بيان گذشته جمله :
* ( « وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا . . . » ) * را تعليل مىكنند ، هم چنان كه جمله : * ( « وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ » ) * تعليلى ديگر است .
و فرق بين اين دو نوع تعليل اين است كه تعليل اول يعنى جمله * ( « وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ . . . » ) *
مطلب را از اين راه تعليل مىكند كه خيال شما مسلمانان كه پنداشتيد كفار راقى و متمدن و دست بالاى جامعه ها هستند ، و به همين خيال وهن و اندوه به خود راه داديد خيالى باطل است ، چون اگر مؤمن باشيد ملاك در تفوق و تقدم به دست شما است نه در دست مشركين ، و خداى تعالى فرموده : « وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » .
و اما تعليل دوم از طريق بيان حال هر دو طايفه ( يعنى مؤمنين و مشركين ) است ، و يا از راه بيان حكمت و مصالحى است كه به اصل واحدى بر مىگردد ، و آن اصل واحد عبارت است از سنت الهى كه در طول ايام و قرون در بين بشر جارى بوده است .
* ( « وَتِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ » ) * كلمه « يوم » به معناى مقدار قابل ملاحظه از زمان است ، كه حادثه اى از حوادث را در بر گرفته باشد ، و به همين جهت كوتاهى و بلندى اين زمان بر حسب اختلاف حوادث مختلف مىشود ، هر چند كه استعمالش در مدت زمان بين طلوع و غروب خورشيد شايع شده است ولى چه بسا كه در ملك و سلطنت و قهر و غلبه و امثال آن نيز استعمال بشود ، و اين استعمالى است مجازى ، به علاقه ظرف و مظروف ، ( ظرف را كه همان كلمه « يوم » باشد در مظروفش يعنى « قهر و غلبه » اى كه در ظرف واقع شده استعمال مىكنند ) ، و در نتيجه به جاى اينكه بگويند :
« روزى كه فلان جماعت در آن اجتماع كردند » ، مىگويند : « روز فلان جماعت » و به جاى اينكه بگويند : « روزگارى كه آل بويه زمام را به دست داشتند » يا « آل فرعون قدرت را به دست گرفته بودند » ، مىگويند : « روز آل بويه » و يا « روز آل فرعون » گاهى هم در خود آن زمانى كه اين زمامدارى و قدرت در آن وقت واقع شده استعمال مىشود ، و مراد از « ايام » در آيه مورد بحث همين معنا است ، و كلمه « مداولة » به معناى دست به دست دادن چيزى است ، در نتيجه معناى آيه شريفه اين است كه : ( سنت الهيه بر اين جارى شده است كه روزگار را در بين مردم دست به دست بگرداند ، بدون اينكه براى هميشه به كام يك قوم چرخانده شود قومى ديگر را از آن محروم سازد ، و اين سنت به خاطر مصالحى است عمومى كه فهم شما انسانها جز
هامش
( 1 ) اين كه ما مؤمنين را يارى كنيم حقى است به عهده ما . « روم : 47 » .