پس خداوند فتح و پيروزى در دنيا و ثواب در آخرت نصيبشان گردانيد ، كه خدا نيكوكاران را دوست مىدارد 148
.
بيان آيات
اين آيات به طورى كه ملاحظه مىكنيد تتمه آيات سابق است ، كه با آيه : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » آغاز شد ، هم چنان كه آيات سابق با اوامر و نواهيش زمينه چينى بود براى اين آيات ، كه منظور اصلى از آن اوامر و نواهى و از آن ثناها و مذمتها را در بر دارد .
* ( « وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ) * كلمه « وهن » به طورى كه راغب گفته به معناى ضعف در خلقت ، و يا در خلق است ، و منظور از آن در اينجا ضعف مسلمين از حيث عزم و اهتمام بر اقامه دين و بر قتال با دشمنان است .
و كلمه « حزن » به معناى اندوه است ، در مقابل كلمه « فرح » كه به معناى سرور است ، و حزن وقتى به انسان دست مىدهد كه چيزى را كه داشته از دست بدهد و يا دوست مىدارد داشته باشد ولى ندارد ، و يا خود را مالك آن فرض كرده ، و از دستش بدهد « 1 » .
و در اينكه فرمود : * ( « وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ، إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُه . . . » ) * دلالتى هست بر اينكه علت وهن و اندوه مسلمانان آن روز اين بوده كه ديدهاند عده اى مجروح شدهاند ، و كفار قوىتر از ايشان بوده و بر آنان مسلط بودهاند . به خاطر ديدن اين وضع بوده كه مسلمانان آن روز دچار سستى و اندوه شدند ، و از نظر واقعيت خارج هم همين طور بوده ، چون مشركين در آن روز هر چند كه به تمام معنا بر لشكر اسلام غالب نشدند ، و جنگ به نفع آنان و شكست مسلمين پايان نيافت ، و ليكن شديدترين صدمه را به مؤمنين زدند ، چون هفتاد نفر از سران و شجاعان مسلمين كشته شد ، و تازه همه اين مصيبتها در داخل سر زمينشان به ايشان وارد شد ، و اين خود باعث وهن و حزن آنان گرديد .
و همين كه جمله : * ( « وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ . . . » ) * در مقام تعليل مطلب واقع شده ، خود شاهد بر اين است كه نهى از وهن و حزن ، نهى از وهن و حزنى است كه در خارج واقع شده بوده نه از وهن و حزن فرضى و مبادايى .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 535 .