و اگر اين جمله را مطلق آورد ، و بالا دست بودن مسلمانان را مقيد به هيچ قيدى به جز ايمان نكرد ، براى اين بود كه به ما بفهماند شما مسلمانان اگر ايمان داشته باشيد نبايد در عزم خود سست شويد ، و نبايد به خاطر اينكه بر دشمنان ظفر نيافتهايد و نتوانستهايد از آنان انتقام بگيريد اندوهناك گرديد ، براى اينكه ايمان امرى است كه با علو شما قرين و توأم است ، و به هيچ وجه ممكن نيست با حفظ ايمان خود زير دست كفار واقع شويد ، چون ايمان ملازم با تقوا و صبر است ، و ملاك فتح و ظفر هم در همين دو است ، و اما قرح و آسيبهايى كه به شما رسيده ، تنها به شما نرسيده بلكه طرف شما ( مشركين ) هم اين آسيبها را ديدهاند ، و روى هم چيزى از شما جلوتر نيستند ، تا باعث وهن و اندوه شما شود .
و اگر علو مسلمانان را مشروط كرد به ايمان ، با اينكه خطاب به مسلمانان با ايمان است ، براى اين بود كه اشاره كند به اينكه هر چند مخاطبين مسلمان و مؤمن بودند ، و ليكن به مقتضاى ايمانشان عمل نكردند و صفاتى چون صبر و تقوا كه داشتن آن مقتضاى ايمان است نداشتند ، و گرنه اثر خود را مىبخشيد ، و در اين جنگ ضربه نمىخوردند و آن آسيبها را نمىديدند .
و اين حال هر جماعتى است كه در داشتن ايمان مختلف باشند ، يك عده ايمان حقيقى داشته باشند ، عده اى ديگر ايمانشان سست باشد ، جمعى ديگر منافق و بيمار دل باشند ، به همين جهت مىتوان گفت كلامى چون آيه مورد بحث به هر سه طايفه نظر دارد ، هم تشويق مؤمنين حقيقى است ، و هم اندرز به مؤمنين سست ايمان است و هم عتاب و توبيخ منافقين و بيماردلان آنان است .
* ( « إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُه » ) * كلمه « قرح » با فتحه قاف به معناى اثرى است كه از جراحت و آسيب وارده بر بدن به خاطر برخورد با برنده اى از خارج باقى مىماند ، و اما قرح با ضمه قاف اثر جراحتى است كه از داخل بدن پيدا مىشود ، از قبيل دمل و جوش و امثال آن ( نقل از راغب ) « 1 » و كانه اين كلمه در آيه مورد بحث كنايه است از آسيبى كه در جنگ احد به مسلمين كه يك فرد واحد فرض شدهاند از ناحيه دشمن رسيد ، يعنى جمعى از ايشان كشته و گروهى مجروح گرديدند ، و موقعيت نصرت و فتح با اينكه نزديك شده بود از ايشان فوت گرديد .
و جمله مورد بحث كه مىفرمايد : * ( « إِنْ يَمْسَسْكُمْ . . . » ) * و جمله هاى بعد از آن تا جمله :
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 400 .