تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بِإِحْسانٍ » « 1 » . و چه بسا بعضى ديگر گفته باشند : مراد از اين ميثاق ، حكم حليتى است كه بعد از عقد نكاح شرعا تشريع شده ، ولى دورى اين دو وجه از ظاهر عبارت آيه بر كسى پوشيده نيست .
بحث روايتى
در تفسير عياشى از هاشم بن عبد اللَّه - روايت آمده كه گفت : من به سرى بجلى گفتم : معناى آيه : * ( « وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ » ) * چيست ؟ مىگويد : او از كسى سخنى نقل كرد و سپس گفت منظور نهى از آن سنتى است كه نبطىها داشتند ، وقتى كسى مىمرد شخصى جامه خود را بر سر زن او مىانداخت آن زن ديگر نمىتوانست با ديگرى ازدواج كند ، و اين سنت در عرب دوره جاهليت جارى بود « 2 » . و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در معناى آيه : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً » ) * فرموده : در جاهليت و در اوائلى كه قبائل عرب اسلام آوردند رسم چنين بود كه وقتى شخصى دوستش مىمرد ، و زنى از او مىماند ، او جامه خود را بر سر آن زن مىانداخت و همين باعث مىشد ازدواج با آن زن را به ارث ببرد ، به اين معنا كه اين ازدواج ديگر مهريه نمىخواست ، با همان مهريه اى كه رفيقش او را همسر خود كرده بود همسر وى مىشد ، همانطورى كه اگر اين شخص پسر متوفى بود هم نكاح زن پدر را ارث مىبرد و هم مال پدر را ، مثلا وقتى كه ابو قيس بن أسلت از دنيا رفت ، پسرش محصن بن أبى قيس ، جامه خود را بر سر همسر پدرش كبيشه دختر معمر بن معبد انداخت ، و در نتيجه با مهريه اى كه پدر به او داده بود وارث نكاحش شد و سپس او را بلاتكليف رها كرد ، نه با وى همخوابگى كرد ، و نه نفقه اش را داد ، كبيشه نزد رسول خدا ( ص ) شكايت برد ، كه يا رسول اللَّه شوهرم ابو قيس بن أسلت از دنيا رفت ، و پسرش محصن وارث نكاح من شد ، نه با من همخوابگى دارد ، و نه نفقه‌ام را مىدهد ، و نه رهايم مىكند كه به خانواده و اهلم بپيوندم . رسول خدا ( ص ) فرمود : تو فعلا به خانه ات برگرد تا اگر خداى تعالى در باره مسأله ات حكمى نازل كرد خبرت كنم ، در اين ميان آيه شريفه :
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 229 . ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 229 .