تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
اگر خواستيد جايگزين كنيد همسرى را در جاى همسرى ديگر بر سبيل استبدال ، چنين و چنان كنيد ) . كلمه ( بهتان ) به معناى هر سخنى و هر عملى است كه شنونده و بيننده را مبهوت و متحير كند ، و بيشتر در مورد دروغ زبانى استعمال مىشود ، و گرنه كلمه بهتان در اصل مصدر است ، و در آيه شريفه در معناى فعل استعمال شده ، يعنى گرفتن بى جا و تجاوزگرانه از مهريه زن ، و اين كلمه و همچنين كلمه ( اثما ) در آيه شريفه از نظر موقعيت ادبى حال است از جمله : * ( ( أتَأْخُذُونَه ) ) * و استفهام در آيه انكارى است . معناى آيه اين است كه اگر خواستيد بعضى از زنان خود را طلاق دهيد ، و با زنى ديگر به جاى او ازدواج كنيد ، از مهريه اى كه به همسر طلاقى خود در هنگام ازدواجش داده بوديد چيزى پس نگيريد هر چند كه آن مهريه مال بسيار زيادى باشد ، و آنچه مىخواهيد بدون رضايتش بگيريد نسبت به آنچه داده‌ايد ، بسيار اندك باشد . * ( « وَكَيْفَ تَأْخُذُونَه وَقَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ . . . » ) * استفهام در اين جمله به منظور شگفتانگيزى در ديگران است ، و مصدر ( افضاء ) كه فعل ماضى ( افضى ) از آن گرفته شده ، به معناى اتصال به طور چسبيدن است ، و اصل آن يعنى ثلاثى مجردش فضا است كه به معناى وسعت است . و از آنجايى كه گرفتن مهريه بدون رضايت زن بغى و ظلم است ، و مورد آن مورد اتصال و اتحاد است ، اين معنا باعث شد كه تعجب كردن از آن صحيح باشد ، چون اين شوهر با زنى كه طلاقش داده به وسيله ازدواجى كه با هم كرده بودند ، و به خاطر نزديكى و وصلتى كه داشتند ، مثل شخص واحد شده بودند و آيا ظلم كردن اين شوهر به آن همسر كه در حقيقت ظلم كردن به خودش است ، و مثل اين است كه به خود آسيب برساند ، جاى تعجب نيست ؟ قطعا هست ، و لذا از در تعجب مىپرسد چطور حق او را از او مىگيرى ، با اينكه تو و او يك روح در دو بدن بوديد ، و يا به عبارتى ديگر از نظر پيوند دو روح در يك بدن بوديد ؟ و اما اينكه فرمود : * ( « وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً » ) * ظاهرش اين است كه مراد از ميثاق غليظ ، همان علقه ايست كه عقد ازدواج و امثال آن در بين آن دو محكم كرده بود . و از لوازم اين ميثاق مساله صداق بود ، كه در هنگام عقد معين مىشود ، و زن آن را از شوهر طلبكار مىگردد . و اى بسا گفته باشند كه : مراد از ميثاق غليظ عهدى است كه در هنگام عقد از مرد براى زن گرفته مىشود كه مثلا او را بطور شايسته نگه بدارد ، و گرنه بطور شايسته طلاق بدهد ( همان دستورى كه خود خداى تعالى در اين باره داده و ) فرموده : « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ