تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
« وَلا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِه » « 1 » . « و خامسا » نافرمانى خدا كه براى آدمى موقف شرم آورى است آثار سويى در زندگى او دارد ، و بشر هرگز از آنها دست بر نمىدارد ، و توبه نمىكند ، مگر به علم و يقين به زشتى آنها ، كه اگر چنين علمى براى انسان حاصل شود ، اولا ممكن نيست آدمى از آنچه تا كنون مرتكب شده پشيمان نگردد ، و پشيمانى تاثير خاص باطنى است ، كه از كار زشتى كه انجام شده در دل پيدا مىشود ، و ثانيا وقتى اين حالت در دل پا بر جا مىشود ، كه پاره اى افعال صالح و مخالف آن سيئات انجام دهد ، اعمالى كه بر رجوع و توبه او دلالت كند . تمامى ريزه كاريهايى كه خداى عز و جل در شريعت اسلام براى توبه مقرر كرده از قبيل ندامت ، و سپس استغفار ، و آن گاه مشغول انجام اعمال صالحه شدن ، و در آخر از نافرمانى خدا دل كندن و چيزهايى ديگر از اين قبيل ، كه در روايات وارد شده ، و در كتب اخلاق متعرض آن شده‌اند ، همه و همه به اين واقعيتهايى كه گفتيم برگشت مىكند ( و خلاصه آنچه زبان شرع در اين باب بيان كرده زبان فطرت و واقعيتهاى خود بشر است ) .
« و سادسا » اينكه توبه كه عبارت شد از برگشتن اختيارى از گناه به طاعت و عبوديت ، وقتى محقق مىشود كه در ظرف اختيار صورت بگيرد ، يعنى در عالم دنيا كه عرصه اختيار است ، و اما در عالمى ديگر كه عبد هيچ اختيارى از خود ندارد ، و نمىتواند به اختيار خود يكى از دو راه صلاح و طلاح و سعادت و شقاوت را انتخاب كند ، توبه در آنجا راه ندارد ، كه توضيح بيشترش در سابق گذشت . يكى از مواردى كه توبه در آنجا صحيح نيست چون هيچ انتخابى در اختيار انسان نيست ، گناهان مربوط به حقوق الناس است ، در باره حق اللَّه ، توبه تصور دارد ، چون خداى تعالى خودش وعده داده از گناهان گذشته توبه كاران صرفنظر فرمايد ، ولى مردم چنين وعده اى به ما نداده‌اند ، و من كه حق آنان را ضايع كرده‌ام از بين بردن آثار سوء اين ظلم در اختيار من نيست ، هر چه من بگويم توبه كردم ، ما دام كه صاحب حق از من راضى نشده فائده ندارد ، چون خود خداى سبحان هم حقوقى براى مردم جعل كرده ، و حقوق مردم را محترم شمرده ، و تعدى به يك فرد از بندگانش به اموال و ناموس و آبرو و جانش را ظلم و عدوان
هامش
( 1 ) سوره فاطر آيه 43 .