تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
شكست نخورده ، و تلاشش بىنتيجه نگشته ، روحش فعال و با نشاط و تصميمهايش راسخ و محكم و تلاشش خستگى ناپذير است ، اما اگر در زندگى شكست بخورد ، و اعمال و زحماتش بى نتيجه شود آرزويش به باد برود ، آن وقت است كه نوميدى بر دلش مستولى گشته و سستى اركان او را فرا مىگيرد ، و اى بسا كه كارى را كه با زحمات زياد پيش برده ، در وسط راه رها كند و از راهى كه رفته بر گردد ، و براى هميشه از رستگارى و رسيدن به هدف نااميد شود ، توبه تنها و يگانه دواى اين درد است ، بشر مىتواند با توبه دل خود را هميشه زنده نگه دارد ، و دل مشرف به هلاكت خود را دوباره از لبه پرتگاه هلاكت كنار بكشد .
از اينجا معلوم مىشود توهمى را كه ذيلا نقل مىكنيم تا چه پايه ساقط و بى اعتبار است ، و آن اين است كه بعضى گفته‌اند تشريع توبه و دعوت مردم به سوى آن ، مردم را به ارتكاب معصيت ، جرى كردن ، و بر ترك اطاعت جرأت دادن است ، چون وقتى خاطر انسان جمع شد كه خدا توبه اش را مىپذيرد ، و لو هر معصيتى كه برايش پاى دهد مرتكب شود ، چنين اعتقادى جز زيادتر شدن جرأتش بر حرمات خدا ، و فرورفتگيش در لجنزار گناهان چيزى به بار نمىآورد ، و معتقد بدان ، در هر گناهى را مىكوبد ، و با خود مىگويد بعدا توبه مىكنم . وجه ساقط بودن اين توهم اين است كه اگر توبه تشريع شده ، براى اين منظور كه توهم شده نبوده ، بلكه براى اين بوده كه آراسته شدن به زيور فضائل جز با مغفرت و آمرزش گناهان ممكن نيست ، و علاوه بر اين تشريع شده تا خداى تعالى حالت اميد را در دلها حفظ كند ، و حسن اثر توبه در اين باره جاى انكار نيست ، و اين مفسر و يا دانشمند كه گفته است توبه مستلزم جرى شدن انسان بر هر معصيتى است ، چون اين فكر را ايجاد مىكند ، كه من گناه مىكنم و سپس توبه مىكنم ، اين معنا از نظرش دور مانده كه توبه اى كه او انگشت رويش گذاشته توبه مورد بحث ما نيست ، يعنى توبه حقيقى نيست ، بحث ما در باره توبه اى است كه انسان را از گناه دلزده كند ، و گناه را از نظر انسان منفور سازد ، نه اين لقلقه زبانى كه او رويش انگشت نهاده ، زيرا اين چنين توبه را همه دارند ، هم قبل از گناه دارند ، و هم در حال گناه ، و هم بعد از آن ، علاوه بر اينكه در چنين فرضى گنهكار قبل از گناه هم توبه دارد ، و حال آنكه قبل از صادر شدن گناه ندامت كه همان توبه واقعى است تصور ندارد ، مگر آنكه مدعى آن خواسته باشد با خداى تعالى و رب العالمين خدعه و نيرنگ بكند ، كه معلوم است مكر و نيرنگ باز به خودش بر مىگردد