تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
* ( « وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ . . . » ) * در اين آيه شريفه تعبير آيه قبلى را كه مىفرمود : ( بر خدا و به نفع گنه كاران است كه توبه آنان را بپذيرد ) نياورد ، با اين كه مىدانيم در اين آيه نيز همان معنا منظور است ، و مىخواهد بفرمايد : ( بر خدا و به نفع اين گونه توبه كاران نيست كه توبه شان را بپذيرد ، و نمىپذيرد ) ، و ليكن خواست به اين وسيله اشاره كند به اينكه رحمت خاصه الهى و عنايتش از اين دو طايفه منقطع است ، هم چنان كه گفتيم در آيه قبلى از گناه تعبير به مفرد ( سوء ) كرد ، و در اين آيه به جمع ( سيئات ) تعبير آورد ، معلوم مىشود در باره اين دو طايفه عنايت دارد گناهانشان را بشمارد ، و عليه آنان ضبط كند . از اينكه جمله : * ( « يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ » ) * را مقيد كرد به جمله : ( تا وقتى كه مرگشان فرا رسد ) استمرار گناه فهميده مىشود ، حال يا به خاطر اينكه سهلانگارى در شناختن به سوى توبه و امروز و فردا كردن در آن ، خودش معصيتى است مستمر ، كه هر لحظه تكرار مىشود ، و يا به خاطر اينكه اين سهلانگارى به منزله مداومت بر گناه است ، و يا به خاطر اينكه غالبا خالى از تكرار معصيت نيست ، يا تكرار همان معصيت اول يا گناهانى ديگر شبيه به آن . و اينكه فرمود : * ( « حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ . . . » ) * و نفرمود : « حتى اذا جاءهم الموت » ، يعنى فرمود : ( وقتى مرگ يكى از شما برسد و نفرمود : ( وقتى مرگ شما برسد ) ، براى اين بود كه دلالت كند بر اينكه افراد مورد نظر توبه را امرى حقير و بىاهميت نشمارند ، با اينكه مساله توبه اينقدر بىاهميت نيست كه مردم در طول زندگى خود هر كارى خواستند بكنند ، و هيچ باكى نداشته باشند همين كه مرگ يكى از آنان رسيد تنها خود او براى اينكه از خطرها و مهلكه هايى كه با مخالفت امر الهى براى خود آماده كرده نجات يابد بگويد : حالا ديگر توبه كردم . پس امر توبه به اين آسانى نيست ، كه گنه كار با صرف گفتن چند لفظ و يا صرف نيت توبه از همه مخاطر رهايى يابد . از اينجا روشن مىشود كه مقيد كردن جمله ( تبت ) بقيد ( الان ) چه معنا مىدهد ، چون اين قيد به ما مىفهماند كه حضور مرگ و مشاهده كردن صاحب اين سخن عظمت و سلطنت آخرت را باعث شده است كه او بگويد : * ( « إِنِّي تُبْتُ » ) * ( من اكنون توبه مىكنم ) ، پس چنين كسى منطقى خواهد داشت حال اگر به زبان نگويد به دل مىگويد . پس معناى جمله چنين مىشود كه من در اين حال كه مرگ را حق ديدم ، و جزاى حق را مشاهده كردم ، اينك تائب هستم .