غرض مهمى در تعرض جزئيات اين قانون در مورد زن و شوهر نداريم ، و نمىخواهيم جزئيات آن را در باره ساير طبقات در اينجا بياوريم ، اگر كسى بخواهد از آن با اطلاع شود بايد به محل آن مراجعه كند .
آنچه در اينجا براى ما مهم است اين است كه نتيجه برابرى زن و مرد در ثروت دنيا را بر حسب قانون فرانسه بررسى كنيم . سنتى كه بر حسب نظرى عمومى زن را در ثروت موجود در دنيا شريك مرد مىداند ، و از سوى ديگر زن را تحت قيمومت مرد قرار مىدهد ، البته نه چون اسلام بلكه آن قدر از او سلب اختيار مىكند كه حتى در مالى كه به ارث برده نمىتواند مستقلا تصرف كند . و حتما بايد تصرفاتش به اذن مرد باشد . در نتيجه ملك آنچه در دنيا است را مشترك بين زن و مرد دنيا مىداند ولى تصرف در همه آن را مختص به مرد دنيا ، و اين باعث شده است كه جمعيتهايى عليه اين قانون قيام نموده زنان را از تحت قيمومت مردان خارج سازند ، و به فرض هم كه موفق شوند تازه زن و مرد دنيا را در اموال موجود در دنيا شريك هم كردهاند هم در ملكيت و هم در تصرف .
7 - يك مقايسه بين اين سنتها :
اينك بعد از بيان كوتاه و اجمالى كه در سنتهاى جاريه بين امتهاى گذشته كرديم مقايسه بين آنها را و داورى در اينكه كداميك ناقص و كدام كامل و كداميك نافع و كدام براى مجتمع بشرى مضر است كداميك در صراط خوشبختى و سعادت بشر و كدام در صراط بدبختى بشر است به بصيرت و دقت نظر خواننده واگذار مىكنيم ، و آن گاه از او مىخواهيم همه سنتهاى نامبرده را با قانون اسلام مقايسه نموده ، ببيند چه قضاوتى در اين باره بايد بكند .
آنچه خود ما در اينجا خاطر نشان مىسازيم اين است كه تفاوت اساسى و جوهرى سنت اسلامى با ساير سنتها همانا در غرض و هدف از سنت است ، كه در اسلام غرض از قانون ارث اين است كه دنيا به صلاح خود برسد ، و غرض ساير سنتها اين است كه اشخاص به هوا و هوس خود نائل گردند ، و همه تفاوتهاى جزئى برگشتش به اين تفاوت جوهرى است ، قرآن كريم بسيارى از هوا و هوسهاى آدمى را اشتهاى كاذب دانسته ، مىفرمايد : « وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّه يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 1 »
هامش
( 1 ) چه بسيار چيزها كه شما از آن كراهت داريد ، در حالى كه برايتان خير است ، و چه بسا چيزها كه دوست مىداريد و برايتان شر است ، و اين خدا است كه مىداند خير و شر شما در چيست و شما نمىدانيد سوره بقره آيه 216 .