تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
بوده است .

4 - در چنين جوى اسلام چه كرد ؟

در سابق مكرر گذشت كه اسلام ريشه و اساس حقيقى و درست احكام و قوانين بشرى را فطرت بشر مىداند ، فطرتى كه همه بشر بر آن خلق شده‌اند ، چون خلقت خدا تبديل پذير نيست ، و خداى تعالى بر اساس اين ديدگاه پايه مساله ارث را ، رحم قرار داده ، كه آن خود نيز فطرت و خلقت ثابت است ، به اين معنا كه ارث بردن پسرخواندگان را لغو نموده ، مىفرمايد : « وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ ، وَاللَّه يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ، ادْعُوهُمْ لآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّه ، فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوالِيكُمْ » « 1 » . اسلام پس از آنكه زير بناى مساله ارث را رحم و خون قرار داد ، مساله وصيت را از تحت اين عنوان خارج ساخته عنوانى مستقل به آن بخشيد عنوانى كه به وسيله آن اموال به ديگران يعنى به غير ارحام نيز برسد ، و ديگران از مال اجانب بهرمند شوند ، هر چند كه در پاره اى اصطلاحات عرفى بهرمندى و مالكيت از ناحيه وصيت ، هم ارث ناميده شود ليكن بايد دانست كه اين نامگذارى دو واقعيت را يكى نمىكند ، و اختلاف ارث و وصيت تنها از ناحيه نامگذارى نيست ، بلكه هر يك از آن دو ملاكى جداگانه و ريشه اى فطرى مستقل دارد ، ملاك ارث رحم است كه خواست متوفى در بود و نبود او به هيچ وجه دخالت ندارد ، او چه بخواهد و چه نخواهد پسرش پسر او است ، و خواهرش خواهر و عمويش عمو و همچنين . . . و اما ملاك وصيت خواست متوفى است ، او است كه مىتواند اراده كند كه بعد از مرگش فلان مال را به هفت پشت بيگانه اش بدهند ، چون خواست صاحب مال محترم است پس اگر احيانا ارث و وصيت را داخل هم كنند به اولى وصيت و به دومى ارث اطلاق كنند صرف لفظ و نامگذارى است . و اما آن چيزى كه مردم و مثلا روميان قديم ارث مىخواندند اعتبارشان در سنت ارث
هامش
( 1 ) خداوند پسرخواندگان شما را پسر شما نمىداند و آن را لغو اعلام مىدارد ، اينكه پسر مردم پسر شما شود صرف لقلقه زبان و مطلبى است كه شما با زبان خود نامگذارى كرده‌ايد ، ولى خدا حق را مىگويد ، و او بسوى شاهراه دعوت مىكند ، پسران مردم را بنام پدرانشان صدا بزنيد ، و نه بنام خودتان ، اين نزد خدا عادلانه تر است ، و اگر پدر آنان را نمىشناسيد بعنوان برادر صداشان بزنيد و ( مثلا بگوئيد برادر بيا و يا دوست من بيا ) سوره احزاب آيه 4 - 5 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 359 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى