تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
و نيز دقت در وضع طبيعى بشر ما را به اين حقيقت رهنمون مىشود ، كه بشر از روزى كه به تشكيل اجتماع دست زده چه اجتماع مدنى و چه جنگلى هيچگاه بى نياز از اعتبار قرب و ولايت نبوده ، ( منظور ما از قرب و ولايت چيزى است كه از اعتبار اقربيت و اولويت نتيجه گيرى مىشود ) ساده تر بگويم كه از قديمترين دوره ها بشر بعضى افراد را به خود نزديكتر و دوستتر از ديگران مىدانسته ، و اين احساس و اعتبار بوده كه او را وادار مىكرده ، اجتماع كوچك و بزرگ و بزرگتر يعنى بيت - خانواده - و بطن - دودمان - و عشيره و قبيله - و امثال آن را تشكيل دهد ، و بنا بر اين در مجتمع بشرى هيچ چاره اى از نزديكى بعضى افراد به بعض ديگر نيست ، و نه در دورترين دوران بشر و نه در امروز نمىتوان انكار كرد كه فرزند نسبت به پدرش نزديكتر از ديگران است ، و همچنين ارحام او بخاطر رحم ، و دوستان او بخاطر صداقت ، و برده او بخاطر مولويت ، و همسرش بخاطر همسرى ، و رئيس به مرؤسش و حتى قوى به ضعيفش ارتباطى بيشتر دارد هر چند كه مجتمعات در تشخيص اين معنا اختلاف دارند ، اختلافى كه شايد نتوان آن را ضبط كرد . و لازمه اين دو امر اين است كه مساله ارث نيز از قديمترين عهدهاى اجتماعى باشد .

2 - تحول تدريجى ارث

: اين سنت مانند ساير سنتهاى جاريه در مجتمعات بشرى همواره رو به تحول و تغيير بوده و دست تطور و تكامل آن را بازيچه خود كرده است ، چيزى كه هست از آنجايى كه اين تحول در مجتمعات همجى و جنگلى نظام درستى نداشته ، بدست آوردن تحول منظم آن از تاريخ زندگى آنان بطورى كه انسان به تحقيق خود وثوق و اطمينان پيدا كند ممكن نيست ، و كارى است بس مشكل . آن مقدارى كه از وضع زندگى آنان براى انسان يقينى است ، اين است كه در آن مجتمعات زنان و افراد ناتوان از ارث محروم بوده‌اند ، و ارث در بين اقرباى ميت مخصوص اقويا بوده ، و اين علتى جز اين نداشته كه مردم آن دوره ها با زنان و بردگان و اطفال صغير و ساير طبقات ضعيف اجتماع معامله حيوان مىكردند ، و آنها را مانند حيوانات مسخر خود و اسباب وسائل زندگى خود مىدانستند ، عينا مانند اثاث خانه و بيل و كلنگشان ، تنها بخاطر سودى كه از آنها مىبردند به مقدار آن سود براى آنها ارزش قائل بودند و همانطور كه انسان از بيل و كلنگ خود استفاده مىكند ولى بيل و كلنگ از انسان استفاده نمىكند ، افراد ضعيف نامبرده نيز چنين وضعى را داشتند ، انسانها از وجود آنها استفاده مىكردند ولى آنان از انسان استفاده