تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
فرمود : هر كسى كه پدر و يا فرزند انسان نباشد كلاله انسان است « 1 » . و در همان كتاب از همان جناب روايت كرده كه فرمود : منظور از كلاله ، در جمله * ( « وَإِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً . . . » ) * « 2 » ، برادران و خواهران مادرى به تنهايى است « 3 » . مؤلف قدس سره : اخبار در اين معنا نيز بسيار است كه اهل سنت آنها را نقل كرده‌اند ، و اين روايات به حد استفاضه رسيده است ، و آيه اى كه در روايت تفسير شده مربوط به جايى است كه ميت كلاله وارث باشد نه جايى كه وارث كلاله باشد چون آيه اى كه حكم كلاله پدرى و پدر مادرى را بيان مىكند آخر سوره آمده آنجا كه فرموده : « يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ . . . » « 4 » . و يكى از شواهد بر اين معنا اين است كه فرائضى كه در آخر سوره براى كلاله ميت معين كرده به دو برابر يا بيشتر زيادتر است ، از آنچه كه در اين آيه مورد بحث معين كرده ، و از سياق آيات و دقت در فرائض بدست مىآيد كه خداى تعالى تا جايى كه امكان داشته سهم مردان را فى الجمله بيشتر از سهم زنان قرار داده بطورى كه مىتوان گفت : تقريبا سهم مردان دو برابر سهم زنان و يا بيش از دو برابر است ، از سوى ديگر كلاله يا از جهت مادر و پدر هر دو با ميت قرابت و نزديكى دارد و يا يكى از آن دو ، در نتيجه همان تفاوتى كه گفتيم بين مرد و زن هست ، بين كلاله پدرى با كلاله مادرى نيز هست ، پس سهميه كلاله پدر و مادرى و يا پدرى نيز بيشتر از سهم كلاله مادرى است ، و از اينجا كشف مىشود كه سهميه اندك از آن كلاله مادر ، و سهميه زياد از آن غير او است . و در كتاب معانى الاخبار ، مؤلف به سندى كه محمد بن سنان دارد از او نقل كرده كه گفت : امام ابى الحسن رضا ( ع ) نامه اى به وى نوشت ، و به سؤالاتى كه او كرده بود پاسخ داد . و از جمله سؤالات او يكى اين بود كه چرا سهم الارث زنان نصف سهم الارث مردان است ؟ در پاسخ اين سؤال امام ( ع ) نوشته بود : چون زن ازدواج مىكند ، در همان قدم اول مهريه مىگيرد ( مرد مىدهد و او مىگيرد ) بدين جهت است كه سهم مردان بيشتر شده است ، و علت ديگر اين تفاوت اين است كه زن عيال ( خرج خور ) مرد است ، و هر حاجتى كه داشته باشد ، بر شوهر واجب است آن را برآورد و هزينه زندگى او را تامين كند ،
هامش
( 1 ) فروع كافى ، ج 7 ص 99 حديث 2 - 3 . ( 2 ) سوره نساء آيه 12 . ( 3 ) فروع كافى ، ج 7 ص 101 - حديث 3 . ( 4 ) سوره نساء آيه 176 .