نمىكند « 1 » .
مؤلف قدس سره : در كتاب صحاح اللغة آمده : كلمه - عالج - به معناى قسمتى از بيابان است كه ريگزار باشد . و اينكه در روايت فرمود : « ان السهام لا تعول على ستة » معنايش اين است كه سهام از رقم شش تجاوز نكرده ، و در هيچ فرضى تغيير نمىكند ، و منظور از رقم شش همان سهامى است كه در قرآن آمده ، يعنى : نصف ( 2 : 1 ) و ثلث ( 3 : 1 ) و ثلثان ( 3 : 2 ) و ربع ( 4 : 1 ) و سدس ( 6 : 1 ) و ثمن ( 8 : 1 ) .
و در همان كتاب از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : امير المؤمنين ( ع ) فرمود : حمد خدايى را كه آنچه مؤخر است مقدم نداشت ، و آنچه مقدم بود مؤخر نداشت آن گاه على ( ع ) يك دست خود را به دست ديگرش زد ، و سپس فرمود : هان اى امتى كه بعد از رحلت پيامبرش دچار حيرت شده ، اگر مقدم مىداشتيد كسى را كه خدا مقدمش داشت ، و مؤخر مىداشتيد كسى را كه خداى تعالى مؤخرش داشته ، و اگر ولايت و وراثت را در جايى قرار مىداديد كه خداى تعالى قرارش داده بود هرگز نه بنده خدايى فقير مىشد ، و نه سهم الارثى كه خدا معين كرده بود كم مىآمد ، و نه حتى دو نفر در حكم خدا اختلاف مىكردند ، و نه امت در هيچ امرى از امور تنازع مىنمودند ، چون علم همه اينها از كتاب خدا نزد على ( ع ) موجود بود ، و چون على را واگذاشتيد حال و مال امر خود را و كوتاهىهايى كه كرديد بچشيد ، كه خداى تعالى به بندگانش ظلم نمىكند « 2 » « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » « 3 » .
مؤلف قدس سره : گو اينكه در سابق گفتيم چگونه سهام ورثه كمبود پيدا مىكند ، و ليكن براى توضيح بيشتر مىگوئيم فرائض - سهام معين شده - در قرآن مجيد شش سهم است ، نصف ( 2 : 1 ) و ثلثان ( 3 : 2 ) ، و ثلث ( 3 : 1 ) و سدس ( 6 : 1 ) و ربع ( 4 : 1 ) و ثمن ( 8 : 1 ) و اين سهام گاهى با هم جمع مىشوند بطورى كه با هم مزاحمت مىكنند ، مثلا گاه مىشود كه ميت از طبقه اول هم وارث نصف برنده دارد ، و هم دو نفر سدس برنده و هم يك نفر ربع برنده ، مثل اينكه دخترى از خود به جاى گذاشته ، و پدرى و مادرى و شوهرى ، و در نتيجه اين سهام مزاحم يكديگر مىشوند براى اينكه ارث چه كم باشد و چه زياد عدد صحيحى است كه بايد به نسبتهاى بالا
هامش
( 1 ) فروع كافى ، ج 7 ص 79 - 80 حديث 2 .
( 2 ) فروع كافى ، ج 7 ص 78 حديث 1 .
( 3 ) به زودى آنها كه ستمگرند خواهند ، فهميد كه در انقلاب جهانى معاد چه سر منزلى دارند .
سوره شعراء آيه 227 .