تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ترغيب نمودن و همچنين نيروى شهوت را در جامعه تقويت كردن » است ، در پاسخ اين اشكال بايد گفت كه : صاحب اين اشكال اطلاع و تدبرى در تربيت اسلامى و مقاصدى كه اين شريعت دنبال مىكند ندارد و نمىداند كه تربيت دينى نسبت به زنان در جامعه اسلامى دين - پسند ، اين است كه زنان را با پوشيدن خود با عفاف و با حيا بار مىآورد ، و زنان را طورى تربيت مىكند كه خود به خود شهوت در آنان كمتر از مردان مىشود ، ( بر خلاف آنچه مشهور شده كه شهوت نكاح در زن بيشتر و زيادتر از مرد است . و استدلال مىكنند به اينكه زن بسيار حريص در زينت و جمال و خود آرايى است و وجود اين طبيعت در زن دليل بر آن است كه شهوت او زيادتر از مرد است ) و ادعاى ما آن قدر روشن است كه مردان مسلمانى كه با زنان متدين و تربيت شده در دامن پدر و مادر دين دار ازدواج كرده‌اند ، كمترين ترديدى در آن ندارند ، پس روى هم رفته ، شهوت جنسى مردان معادل است با شهوتى كه در يك زن ، بلكه دو زن و سه زن وجود دارد . از سوى ديگر دين اسلام بر اين معنا عنايت دارد كه حد اقل و واجب از مقتضيات طبع و مشتهيات نفس ارضا گردد . واحدى از اين حد اقل ، محروم نماند و به همين جهت اين معنا را مورد نظر قرار داده كه شهوت هيچ مردى در هيچ زمانى در بدن محصور نشود و وادارش نكند به اينكه به تعدى و فجور و فحشا آلوده گردد . و اگر مرد به داشتن يك زن محكوم باشد ، در ايامى كه زن عذر دارد ، يعنى نزديك به يك ثلث از اوقات معاشرتش كه ايام عادت و بعضى از ايام حمل و وضع حمل و ايام رضاعش و امثال آن است او ناگزير از فجور مىشود ، چون ما در مباحث گذشته اين كتاب مطلبى را مكرر خاطرنشان كرديم كه لازمه آن لزوم شتاب در رفع اين حاجت غريزى است . و آن مطلب اين بود كه گفتيم اسلام اجتماع بشرى را بر اساس زندگى عقل و تفكر بنا نهاده ، نه بر اساس زندگى احساسى و بنا بر اين باقى ماندن مرد بر حالت احساس حالتى كه او را به بىبندوبارى در خواسته ها و خاطرات زشت مىكشاند ، نظير حالت عزب بودن و امثال آن ، از نظر اسلام از بزرگترين خطرهايى است كه انسان را تهديد مىكند . و از سوى ديگر يكى از مهمترين مقاصد و هدفها در نظر شارع اسلام زياد شدن نسل مسلمانان و آباد شدن زمين به دست آنان است . آرى جامعه مسلمانان كه آباد شدن زمين به دست او ، آبادى صالحى و آبادى مخصوصى است كه ريشه شرك و فساد را مىزند . پس اين جهات و امثال آن مورد اهتمام شارع بوده و باعث شده است كه شارع اسلام
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 298 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى