و اما اشكال دوم : كه تعدد زوجات از نظر آمار زن و مرد عملى غير طبيعى است ، جوابش اين است كه اين استدلال از چند جهت مخدوش و نادرست است .
1 - امر ازدواج تنها متكى به مساله آمار نيست ، ( تا كسى بگويد بايد زن هم جيره بندى شود ، و گرنه اگر مردى چهار زن بگيرد ، سه نفر مرد ديگر بى زن مىماند « مترجم » ) . بلكه در اين ميان عوامل و شرايط ديگرى وجود دارد كه يكى از آنها رشد فكرى است ، كه زنان زودتر از مردان رشد يافته و آماده ازدواج پيدا مىشوند ، سن زنان مخصوصا در مناطق گرمسير وقتى از نه ( 9 ) سالگى بگذرد صلاحيت ازدواج پيدا مىكنند ، در حالى كه بسيارى از مردان قبل از شانزده ( 16 ) سالگى به اين رشد و اين آمادگى نمىرسند ، ( و اين معيار همان است كه اسلام در مساله نكاح معتبر شمرده است ) .
دليل و شاهد بر اين مطلب سنت جارى و روش معمول در دختران كشورهاى متمدن است كه كمتر دخترى را مىتوان يافت كه تا سن قانونى ( مثلا شانزده سالگى ) بكارتش محفوظ مانده باشد . و اين ( زايل شدن بكارت ) نيست مگر به خاطر اينكه طبيعت ، چند سال قبل از سن قانونىاش او را آماده نكاح كرده بود و چون قانون اجازه ازدواج به او نمىداده ، بكارت خود را مفت از دست داده است .
و لازمه اين خصوصيت اين است كه اگر ما مواليد و نوزادان شانزده سال قبل يك كشور را - با فرض اينكه دخترانش برابر پسران باشد - در نظر بگيريم ، سر سال شانزدهم از نوزادان پسر تنها يك سالش ( يعنى سال اول از آن شانزده سال ) آماده ازدواج مىباشند ، در حالى كه از نوزادان دختر ، دختران هفت سال اول از آن شانزده سال به حد ازدواج رسيدهاند ، يعنى نوزادان سال اول ( از پسران ) تا سال هفتم ( از دختران ) و اگر نوزادان بيست و پنج سال قبل كشورى را در نظر بگيريم ، سر سال بيست و پنجم مرحله رشد بلوغ مردان است ، و نوزادان ده سال از پسران و پانزده سال از دختران آماده ازدواج شدهاند و اگر در گرفتن نسبت حد وسط را معيار قرار دهيم براى هر يك پسر ، دو دختر آماده ازدواجند و اين نسبت را طبيعت پسر و دختر برقرار كرده است .
گذشته از آن آمارى كه از آن ياد كردند خود بيانگر اين معنا است كه زنان عمرشان از مردان بيشتر است ، و لازمه آن اين است كه در سال مرگ همين پسران و دخترانى كه فرض كرديم عده اى پير زن وجود داشته باشد كه در برابر آنها پير مردانى وجود نداشته باشند ( مؤيد اين معنا آمارى است كه روزنامه اطلاعات تهران مورخه سه شنبه يازدهم دى ماه هزار و سيصد و سى و پنج شمسى از سازمان آمار فرانسه نقل كرده ) و خلاصه اش اين است كه :
بر حسب آمارگيرى اين نتيجه به دست آمده است كه در فرانسه در برابر هر صد نفر
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩٥