است ) ، و برگشت اين اطاعت ( نر از ماده ) به مراعات جانب عشق و شهوت و بيشتر لذت بردن است ، ( هر حيوان نرى از خريدن ناز ماده و بر آوردن حوائج او لذت مىبرد ) پس ريشه اين اطاعت قوه شهوت حيوان است و ريشه آن تفوق و مالكيت قوه فحولت و نرى حيوان است و ربطى به هم ندارند .
و اين معنا يعنى لزوم شدت و قدرتمندى براى جنس مرد و وجوب نرمى و پذيرش براى جنس زن چيزى است كه اعتقاد به آن كم و بيش در تمامى امتها يافت مىشود ، تا جايى كه در زبانهاى مختلف عالم راه يافته بطورى كه هر شخص پهلوان و هر چيز تسليم ناپذير را « مرد » ، و هر شخص نرمخو و هر چيز تاثير پذير را « زن » مىنامند ، مثلا مىگويند : شمشير من مرد است يعنى برنده است ، يا فلان گياه نر و يا فلان مكان نر است ، و . . .
و اين امر در نوع انسان و در بين جامعه هاى مختلف و امتهاى گوناگون فى الجمله جريان دارد ، هر چند كه مىتوان گفت جريانش ( با كم و زياد اختلاف ) در امتها متداول است . و اما اسلام نيز اين قانون فطرى را در تشريع قوانينش معتبر شمرده و فرموده : « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّه بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ » « 1 » ، و با اين فرمان خود ، بر زنان واجب كرد كه درخواست مرد را براى همخوابى اجابت نموده و خود را در اختيار او قرار دهند .
3 - مساله تعدد زوجات
:
مساله وحدت و تعدد همسر در انواع مختلف حيوانات ، مختلف است و خيلى روشن نيست زيرا در حيواناتى كه بينشان اجتماع خانوادگى بر قرار است ، همسر يكى است و يك ماده به يك نر اختصاص مىيابد و اين بدان جهت است كه نرها در تدبير امور آشيانه و لانه و نيز در پرورش دادن جوجه ها با ماده همكارى مىكنند و اين همكارى براى نرها مجالى باقى نمىگذارد كه به اداره يك ماده ديگر و لانه ديگر و جوجه هايى ديگر بپردازد ، البته ممكن هم هست از راه اهلى كردن و سرپرستى نمودن آنها ، وضعشان را تغيير داد يعنى امر معاش آنها را مانند مرغ و خروس و كبوتر تامين نمود ، و در نتيجه وضعشان در همسرى نيز تغيير يابد .
و اما انسان از قديم الايام و در بيشتر امتهاى قديم چون مصر و هند و فارس و بلكه روم و يونان نيز تعدد زوجات را سنت خود كرده بود ، و چه بسا بعد از گرفتن يك همسر و براى اينكه او تنها نماند ، مصاحبانى در منزل مىآوردند تا مونس همسرشان باشند ، و در بعضى امتها به
هامش
( 1 ) مردان مستولى و سرپرست زنان هستند به جهت آن برترى كه خداى تعالى بعضى را بر بعضى ديگر داده . « سوره نسا ، آيه 34 »