نشود و به يكى از دو طرف افراط و يا تفريط منحرف گردد ، ديگر فضيلت نخواهد بود ) و اگر آنچه از صفات و خصال كه امروز در جوامع مترقى فضيلت پنداشته شده ، فضيلت انسانيت بود ، يعنى خصالى تعديل شده بود ، ديگر اين همه فساد در جوامع پديد نمىآورد و بشر را به پرتگاه هلاكت نمىافكند بلكه بشر را در امن و راحتى و سعادت قرار مىداد .
حال به بحثى كه داشتيم برگشته و مىگوئيم : اسلام امر ازدواج را در موضع و محل طبيعى خود قرار داده ، نكاح را حلال و زنا و سفاح را حرام كرده و علاقه همسرى و زناشويى را بر پايه تجويز جدايى ( طلاق ) قرار داده ، يعنى طلاق و جدا شدن زن از مرد را جايز دانسته و نيز به بيانى كه خواهد آمد اين علقه را بر اساسى قرار داده كه تا حدودى اين علاقه را اختصاصى مىسازد ، و از صورت هرج و مرج در مىآورد و باز اساس اين علقه را يك امر شهوانى حيوانى ندانسته ، بلكه آن را اساسى عقلانى يعنى مساله توالد و تربيت دانسته و رسول گرامى در بعضى از كلماتش فرموده : « تناكحوا تناسلوا تكثروا . . . » ( يعنى نكاح كنيد و نسل پديد آوريد و آمار خود را بالا ببريد ) .
2 - اسلام مردان را بر زنان استيلا داده است
: اگر ما در نحوه جفت گيرى و رابطه
بين نر و ماده حيوانات مطالعه و دقت كنيم خواهيم ديد كه بين حيوانات نيز در مساله جفت گيرى ، مقدارى و نوعى و يا به عبارت ديگر بويى از استيلاى نر بر ماده وجود دارد و كاملا احساس مىكنيم كه گويى فلان حيوان نر خود را مالك آلت تناسلى ماده ، و در نتيجه مالك ماده مىداند و به همين جهت است كه مىبينيم نرها بر سر يك ماده با هم مشاجره مىكنند ، ولى ماده ها بر سر يك نر به جان هم نمىافتند ، ( مثلا يك الاغ و يا سگ و يا گوسفند و گاو ماده وقتى مىبينند كه نر به ماده اى ديگر پريده ، هرگز به آن ماده حمله ور نمىشود ، ولى نر اين حيوانات وقتى ببيند كه نر ماده را تعقيب مىكند خشمگين مىشود به آن نر حمله مىكند ) .
و نيز مىبينيم آن عملى كه در انسانها نامش خواستگارى است ، در حيوانها هم ( كه در هر نوعى به شكلى است ) از ناحيه حيوان نر انجام مىشود و هيچگاه حيوان ماده اى ديده نشده كه از نر خود خواستگارى كرده باشد و اين نيست مگر به خاطر اينكه حيوانات با درك غريزى خود ، درك مىكنند كه در عمل جفت گيرى كه با فاعل و قابلى صورت مىگيرد ، فاعل نر ، و قابل ( مفعول ) ماده است و به همين جهت ماده ، خود را ناگزير از تسليم و خضوع مىداند .
و اين معنا غير از آن معنايى است كه در نرها مشاهده مىشود كه نر مطيع در مقابل خواسته هاى ماده مىگردد ( چون گفتگوى ما تنها در مورد عمل جفت گيرى و برترى نر بر ماده است و اما در اعمال ديگرش از قبيل بر آوردن حوائج ماده و تامين لذتهاى او ، نر مطيع ماده