تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و گرنه سفيهند ، و ميراث پدرانشان را تعليمشان نكنيد .

بحثى علمى در چند فصل

1 - نكاح و ازدواج يكى از هدفهاى طبيعت است :

اصل پيوستگى بين زن و مرد امرى سفارشى و تحميلى نيست ، بلكه از امورى است كه طبيعت بشرى بلكه طبيعت حيوانى ، با رساترين وجه آن را توجيه و بيان مىكند و از آنجا كه اسلام دين فطرت است طبعا اين امر را تجويز كرده است ، ( و بلكه مقدار طبيعيش را مورد تاكيد هم قرار داده ) . و عمل توليد نسل و همچنين جوجه گذارى كه از اهداف و مقاصد طبيعت است خود تنها عامل و سبب اصلى است كه اين پيوستگى را در قالب ازدواج ريخته و آن را از اختلاطهاى بىبندوبار و از صرف نزديكى كردن در آورده تا شكل ازدواج توأم با تعهد به آن بدهد . و به همين جهت مىبينيم حيواناتى كه تربيت فرزندشان به عهده والدين است ، زن و مرد و به عبارت ديگر نر و ماده خود را نسبت به يكديگر متعهد مىدانند ، همانند پرندگان كه ماده آنها مسئول حضانت و پرورش تخم و تغذيه و تربيت جوجه است و نر آنها مسئول رساندن آب و دانه به آشيانه . و نيز مانند حيواناتى كه در مساله توليد مثل و تربيت فرزند احتياج به لانه دارند ، ماده آنها در ساختن لانه و حفظ آن نياز به همكارى نر دارد كه اين گونه حيوانات براى امر توليد مثل روش ازدواج را انتخاب مىكنند و اين خود نوعى تعهد و ملازمت و اختصاص بين دو جفت نر و ماده را ايجاب مىكند و آن دو را به يكديگر مىرساند و نيز به يكديگر متعهد مىسازد و در حفظ تخم ماده و تدبير آن و بيرون كردن جوجه از تخم و همچنين تغذيه و تربيت جوجه ها شريك مىكند ، و اين اشتراك مساعى هم چنان ادامه دارد تا مدت تربيت اولاد به پايان رسيده و فرزند روى پاى خود بايستد و از پدر و مادر جدا شود ، و دوباره نر و ماده ازدواج نموده ، ماده مجددا تخم بگذارد و . . . پس عامل نكاح و ازدواج همانا توليد مثل و تربيت اولاد است ، و مساله اطفاى شهوت و يا اشتراك در اعمال زندگى چون كسب و زراعت و جمع كردن مال و تدبير غذا و شراب و وسايل خانه و اداره آن امورى است كه از چهار چوب غرض طبيعت و خلقت خارج است و تنها جنبه مقدميت داشته و يا فوايد ديگرى غير از غرض اصلى بر آنها مترتب مىشود .
از اين جا روشن مىگردد كه آزادى و بى بند و بارى در اجتماع زن و مرد به اينكه هر
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 285 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى